بانوى آب و آفتاب: طرحى نو در كتابشناسى حضرت زهرا (س) - سروقامت، حسين - الصفحة ٦٤ - «فاطمه بانوى برتر»/ سيد جعفر شهيدى؛ زندگانى فاطمه زهرا(س)
اكنون تا ديار آن جهان اين ستور آماده و زين برنهاده ترا ارزانى!
وعدهگاه، روز رستاخيز! خواهان محمد ٦ و داور خداى عزيز! آن روز ستمكار رسوا و زيانكار و حق ستمديده برقرار خواهد شد! بزودى خواهيد ديد كه هر خبرى را جايگاهى است و هر مظلومى را پناهى.
پس به روضه پدر نگريست و گفت:
|
رفتى و پس از تو فتنه بر پا شد |
كينهاى نهفته آشكارا شد |
|
اى گروه مؤمنين! اى ياوران دين! اى پشتيبانان اسلام! چرا حق مرا نمىگيريد؟ چرا ديده به هم نهاده و ستمى را كه به من مىرود مىپذيريد؟ مگر نه پدرم فرمود احترام فرزند حرمت پدر است؟ چه زود محمد ٦ مرد، آرى مرد و جان به خدا سپرد! مصيبتى است بزرگ و اندوهى است سترگ. شكافى است كه هر دم گشايد و هرگز به هم نيايد. فقدان او زمين را لباس ظلمت پوشاند و گزيدگان خدا را به سوك نشاند. شاخ اميد بى بر و كوهها زير و زبر شد. حرمتها تباه و حريمها بى پناه ماند. اما نه چنانست كه شما اين تقدير الهى را ندانيد و از آن بى خبر مانيد. قرآن در دسترس شماست. شب و روز مىخوانيد. چرا و چگونه معنى آن را نمىدانيد؟ كه پيمبران پيش از او نيز مردند و جان به خدا سپردند.
«محمد جز پيغمبرى نبود. پيغمبرانى پيش از او آمدند و رفتند. اگر او كشته شود يا بميرد شما به گذشته خود باز مىگرديد؟ كسى كه چنين كند خدا را زيانى نمىرساند و خدا سپاسگزاران را پاداش خواهد داد.»[١]
ه! پسران قبيله، پيش چشم شما ميراث پدرم را ببرند! و حرمتم را ننگرند! و شما همچون بيهوشان فرياد مرا نانيوشان؟ حالىكه سربازان داريد با ساز و برگ فراوان و اثاث و خانههاى آبادان.
[١]- سوره آل عمران، آيه ١٤٤.