بانوى آب و آفتاب: طرحى نو در كتابشناسى حضرت زهرا (س) - سروقامت، حسين - الصفحة ٢١٢ - «كشتى نجات بر ساحل حيات»/ سيد مهدى شجاعى، كشتى پهلو گرفته
پاكدامنى، خيره به رفتار تو. زنانگى پاى درس تو مىنشست و خانمى از تو سرمشق مىگرفت. (ص ٤٦ كتاب)
هيچگاه سخنان فرزندى را با مادر محتضر خويش شنيدهايد؟
حرفهاى امام مجتبى با مادر در چنين حال و هوايى بيان شده است،
و فصل پنجم كتاب درد دلهاى آن نازدانه است با آن كشتى پهلو گرفته؛
چرا امام حسن از تولد خويش با مادر سخن مىگويد؟ آيا مىخواهد در اين دمدمههاى آخر لبخندى- ولو كوتاه- بر لبهاى او بنشاند؟ آيا فرزندان فاطمه مشتاق يك تبسم بر لبهاى مادرند؟
آن سه روز روزه بىافطار چه؟ آيا مرور خاطراتى اينچنين پيمودن راه مرگ را بر فاطمه آسانتر مىكند؟
امان از داغ! امان از داغ!
خدايا چه سخت است از دست دادن مادرى كه عصاره خوبى است. (ص ٥٦ كتاب)
وقتى فرزند بزرگ سخنان خويش را به پايان مىبرد، فرزند كوچكتر عنان سخن را به دست مىگيرد.
ششمين فصل كتاب كشتى پهلو گرفته، مرثيه سرايى حسين است در محضر مادرى كه در آستانه مرگ است.
آنچه در اين بخش به گونهاى مفصل به آن پرداخته شده، محبت و ولايت على است در لابلاى كلمات پيامبر كه راوى از زبان حسين بن على بازگو مىكند و آنگاه قصه غمناك رحلت پيامبر با آن مقدماتى كه يادآورى آن دل فاطمه را مىشكند و اشك فاطمه را سرازير مىكند.
خدايا! فاطمه باشد و بشنود بالاى سر پدرش مىگويند: «انَّ الرَّجُلَ لَيَهْجُر»