بانوى آب و آفتاب: طرحى نو در كتابشناسى حضرت زهرا (س) - سروقامت، حسين - الصفحة ٢٤١ - «راه روشن زندگى»/ محمد دشتى؛ نهجالحياة، فرهنگ سخنان حضرت فاطمه(س)
آيا نهجالحياة يك فرهنگ است؟
در اغلب كتب لغت فرهنگ را به علم، دانش، ادب، معرفت، تعليم و تربيت، آثار علمى و ادبى يك قوم يا ملت و همچنين كتابى كه شامل لغات يك زبان و شرح آن باشد، تعبير كردهاند.[١]
قطعا نگاه ما به فرهنگهاى فارسى با نگاهى كه به نهجالحياة به عنوان يك فرهنگ مىكنيم، متفاوت است.
ما حتى در بررسى فرهنگهاى فارسى نيز با معايبى از جمله كامل نبودن و عدم ضبط تمام معانى يك لغت، تصحيف خوانى و تصحيح قياسى و حدس و استنباط، رونويسى از فرهنگهاى قديمتر، كوتاهى و بىدقتى در تعريف اجمالى لغات، غفلت از تعريف بسيارى از واژهها به بهانه مشهور بودن آنها؛ خلط مباحث دستورى فارسى و عربى يا ساير زبانها، خلط مباحث دستورى با نكات املايى و بى توجهى به سير تحول تاريخى لغت در برخى موارد برخورد مىكنيم[٢] اما آنچه با همه اين عيوب و كاستىها باعث مىشود اهل ادب فارسى نام فرهنگ را بر مجموعهاى اطلاق كنند، مشتركاتى است كه ميان همه آنها يافت مىشود. اكنون سؤال مهمى در اين باره مطرح مىشود كه آيا براستى كتاب نهجالحياة يك فرهنگ است يا به گونهاى تسامحى نام فرهنگ بر آن نهاده شده است؟
ما پاسخ اين سؤال را در مقايسهاى كه ميان فرهنگهاى رايج و نهجالحياة انجام مىدهيم، خواهيم داد.
١- نخستين مشخصه يك فرهنگ ارائه تعريف از واژههاست. معمول
[١] - ر. ك. به: فرهنگ فارسى عميد، لغت نامه دهخدا، فرهنگ معين، برهان جامع و ...
[٢] - ر. ك. به: فهرست نسخههاى خطى، احمد منزوى، ج ٣ و مقدمه لغتنامه دهخدا و سخن ناشر فرهنگ فارسى عميد.