بانوى آب و آفتاب: طرحى نو در كتابشناسى حضرت زهرا (س) - سروقامت، حسين - الصفحة ٧٠ - «فاطمه بانوى برتر»/ سيد جعفر شهيدى؛ زندگانى فاطمه زهرا(س)
اكنون آماده باشيد! كه گرد بلا انگيخته شد و تيغ خشم خدا از نيام انتقام آهيخته. شما را نگذارد تادمار از روزگارتان برآرد، آنگاه دريغ سودى ندارد. جمع شما را بپراكند و بيخ و بنتان را بركند. دريغا كه ديده حقيقت بين نداريد. بر ما هم تاوانى نيست كه داشتن حق را ناخوش مىداريد.
ملاقات دو صحابى با فاطمه (س)
دختر پيغمبر چند روز را در بستر بيمارى بسر برده؟ درست نمىدانيم، چند ماه پس از رحلت پدر زندگانى را بدرود گفته؟
در اين بيمارى بود كه دو تن صحابى پيغمبر ابوبكر و عمر خواستار ديدار او شدند. اما دختر پيغمبر رخصت اين ديدار را نمىداد. على ٧ گفت من پذيرفتهام كه تو به آنان اجازت ملاقات دهى. فاطمه گفت حال كه چنين است خانه خانه تو است.[١]
اما ظاهرا از اين ملاقات نتيجهاى كه در نظر بود به دست نيامد. دختر پيغمبر به آنان گفت: نشنيديد كه پدرم فرمود فاطمه پاره تن من است، هر كه او را بيازارد مرا آزرده است؟ گفتند چنين است! فاطمه گفت شما مرا آزرديد و من از شما ناخشنودم،[٢] و آنان از خانه او بيرون رفتند.
وصيت به اسماء
در واپسين روزهاى زندگى، اسماء دختر عميس را كه از مهاجران و از نزديكان وى بود طلبيد، و به او گفت:
- من خوش نمىدارم بر جسد زن جامهاى بيفكنند و اندام او از زير جامه نمايان باشد.
[١]- بحار الانوار، ج ٤٣، ص ١٧٠، به نقل از دلائل الامامه؛ علل الشرائع، ج ١، ص ١٧٨.
[٢]- بحار الانوار، ص ١٧١.