بانوى آب و آفتاب: طرحى نو در كتابشناسى حضرت زهرا (س) - سروقامت، حسين - الصفحة ١٣٠ - «فاطمه زهرا(س) صاحب ولايت كبرى»/ علامه امينى(ره)؛ فاطمه زهرا(س)، مقدمه و پاورقى و تعليقات از محمد امينى نجفى
تعليقات و فهارس
تعليق در لغت به مفهوم معلق كردن، آويختن، آويزان كردن، آويزان كردن چيزى به چيز ديگر، چيزى در ذيل كتاب يا نامه نوشتن، يادداشتهايى بر كتاب افزودن[١] آمده است.
امروزه در زبان فارسى از كلمه ضميمه (كه به ضمائم جمع بسته مىشود) بجاى تعليق استفاده مىشود و اين در جايى است كه مفهومى در متن كتاب آمده ولى نيازمند توضيح مفصلى است كه نمىتوان آن را در پاورقى يا پىنوشت گنجاند. بدين منظور بخش مجزايى به آخر كتاب افزوده مىشود و در آن توضيحاتى براى مفهوم پيش گفته، بيان مىشود. كتاب حاضر شامل هفت تعليق است. با اين تفاوت كه متن كتاب از علامه امينى و تعليقات از فرزند ايشان محمدامينى نجفى است.
در تعليق شماره ١ كه به صفحات ٥٤ و ٥٥ كتاب بازمىگردد، در ١٢٤ صفحه از صفحات كتاب (٥١١- ٣٨٧) پيرامون ٣٠٠ تن از روات حديث كساء كه طى چهارده قرن به روايت اين حديث پرداختهاند، توضيحات مفيدى داده شده است.
اين كار هرچند در جاى خود، كار ارزشمند و محققانهاى قلمداد مىشود، اما به نظر مىرسد مناسب چنين جايگاهى نيست. اگر به فرض در كتابى علىحده شرحى بر حديث كساء نگاشته مىشد و اين فهرست ارزشمند از راويان حديث كساء در ذيل آن قرار مىگرفت، كاملًا بجا بود. اما در كتابى همچون فاطمه زهرا كه شرح احوال دختر رسول خداست، طرح يك بحث رجالى چندان بموقع و شايسته نيست و با ساير بخشهاى كتاب همخوانى ندارد.
[١] - فرهنگ فارسى عميد؛ حسن عميد، تهران، اميركبير، چ اول، ١٣٦٣، ص ٤٠٤، ذيل واژه« تعليق».