بانوى آب و آفتاب: طرحى نو در كتابشناسى حضرت زهرا (س) - سروقامت، حسين - الصفحة ٢٢٢ - «كشتى نجات بر ساحل حيات»/ سيد مهدى شجاعى، كشتى پهلو گرفته
اين دنياى پربلا و سراسر مشتاقم به خانه بقا. تنها دل نگرانىام براى رفتن، تويى و فرزندانم. شما تنها پيوند ميان من و اين دنياييد كه كار رفتن را سخت مىكنيد. اما دلخوشم به اينكه شما هم آخرتى هستيد، مال آنجاييد. شما جسمتان در اينجاست. ديدار با شما از آنجا و در آنجا آسانتر است. (ص ١٣٧ كتاب)
كاستىهاى كتاب
اكنون كوتاه و گذرا مرورى مىكنيم بر آنچه به اعتقاد ما كاستى است. ولو ممكن است ديگران در اين عقيده با ما همراه نباشند.
* هرچند كشتى پهلو گرفته، سوگنامه است و هرچند رنج و پريشانى، سينه حيات فاطمه را گرانبار كرده، اما سراسر زندگانى او مرثيه نيست. ممكن است گفته شود نويسنده از اين زاويه به زندگانى حضرت صديقه نگريسته و طبعا به بيان اين ابعاد پرداخته است اما نبايد اين نكته را از نظر دور داشت كه ممكن است خواننده كتاب كشتى پهلو گرفته، در سراسر زندگانى خود بر اثر ديگرى- دست كم بدين ماندگارى و تأثيرگذارى- برخورد نكند. در آن صورت آيا تصويرى كه از زندگانى حضرت در ذهن او به يادگارى ماند، تصوير كاملى است؟
مرزشناسى شرط پاسداشت سنديت تاريخى، احساسات فردى و تخيل است. به نظر مىرسد در بعضى بخشها در پرداخت رقتبار قضايا زيادهروى شده است. آيا مقدور نبود نويسنده محترم قدرى پيرامون لحظات ناب زندگى حضرت كه شادى و طراوت آن مىتراوند قلمفرسايى كند، تا خواننده از حضرت زهرا چهرهاى غمديده و مصيبتزده در ذهن نسازد و تداعى نكند!
* نويسنده محترم در برخى سطور كتاب به بيان كلمات عربى