بانوى آب و آفتاب: طرحى نو در كتابشناسى حضرت زهرا (س) - سروقامت، حسين - الصفحة ١٣١ - «فاطمه زهرا(س) صاحب ولايت كبرى»/ علامه امينى(ره)؛ فاطمه زهرا(س)، مقدمه و پاورقى و تعليقات از محمد امينى نجفى
تعليق شماره ٢ كه بازگشت آن به مطلبى در صفحه ٦١ كتاب است، منا شده اميرالمؤمنين ٧ در روز شورى ناميده شده است و صفحات ٥١٥ تا ٥٢٤ كتاب را به خود اختصاص داده است.
كلمه مُناشده در زبان فارسى واژه آشنايى نيست و به همين جهت در فرهنگ يك جلدى عميد يا حتى فرهنگ فارسى شش جلدى دكتر معين[١] معادلى براى آن يافت نشد.
مرحوم علىاكبر دهخدا در لغتنامه خويش مُناشده را سوگند بر دادن، سوگند خورانيدن و سوگند دادن كسى را به خدا معنى كرده است.[٢]
اين تعليق شرح سخنان على ٧ خطاب به كسانى است كه در شوراى انتخابى عمر براى تعيين خليفه گردهم آمده بودند. حضرت در اين سخنان با سوگندهايى كه ياد مىكند در پى اتمام حجت بر آنان و اثبات مقام ولايت خويش است و اينكه در ميان آنان كسى به فضيلت و شرافت او وجود ندارد.
تعليق شماره ٣ كه به مطلبى در صفحه ٦١ كتاب بازمىگردد، شرح مختصرى پيرامون شخصيت عكرمه بربرى است كه يكى از چهرههاى مطرح خوارج بوده و پيدايش خوارج آفريقا را متأثر از او دانستهاند.
تعليق نويس محترم از صفحه ٥٢٥ تا ٥٥٠ كتاب را به شرح احوال او اختصاص داده است.
تعليق شماره ٤ به آيه امانت و روايتى از امام صادق ٧ پرداخته
[١] - فرهنگ فارسى؛ دكتر محمد معين، ٦ جلد، تهران، اميركبير، چ يازدهم، ١٣٧٦ ش.
[٢] - لغتنامه دهخدا؛ على اكبر دهخدا، زير نظر دكتر محمد معين و دكتر سيد جعفر شهيدى، تهران مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، چ اول از دوره جديد، پاييز ١٣٧٣، ج ١٣، ص ١٩٠٤٢ ذيل واژه« مناشده».