بانوى آب و آفتاب: طرحى نو در كتابشناسى حضرت زهرا (س) - سروقامت، حسين - الصفحة ٢١٩ - «كشتى نجات بر ساحل حيات»/ سيد مهدى شجاعى، كشتى پهلو گرفته
آخرين فصل، حكايت نخستين شاهد فاطمه است. او نيز مسئوليت بزرگى را به دوش كشيده و شاهد همه اتفاقات زندگى فاطمه بودهاست:
من سوختم وقتى درِ خانه خدا، درِ خانه قرآن، درِ خانه نجات، درِ خانه تو به آتش كشيده شد.
من در خودشكستم، وقتى در، بر پهلوى تو شكسته شد.
من از خشم كبود شدم وقتى تازيانه بر بازوى تو فرود آمد.
... من لب ببندم از سخن گفتن، تا على بال بگشايد بر روى مزار تو.
اين تو و اين على و اين نگاه هميشه مشتاق من ... (صص ١٥٥- ١٥٤)
اكنون پس از مرورى كوتاه بر مطالب كتاب، به بررسى و نقد آن مىپردازيم. اميد است در اين حيطه از دايره انصاف پافراتر ننهاده، در پيشگاه آن نقاد بصير روسپيد باشيم.
امتيازات كتاب
نخست به تبع بزرگان كه همواره به نكات مثبت و ارزنده پرداخته، آنگاه ضعفها و كاستىها را گوشزد مىنمودند به اختصار نقاط قوت كتاب را يادآورى مىكنيم:
* نام زيبا و قلم احساسى و عاطفى نويسنده بىترديد از جمله مهمترين و برجستهترين مزاياى كتاب حاضر است.
ترسيم و توصيف زندگانى فاطمه، گرچه محالى است كه ميسر نمىشود و آرزويى است كه تحقق نمىپذيرد، اما كدام دل مشتاق و بىتابى است كه از مهر او سر برتابد و كدام نادره قلمى است كه با غم و محنت او همخانه نباشد؟ فاطمه جهان را به تكريم واداشت، حال آنكه خود جهانى بود در گوشهاى و چين و شكن درياى پرخروش او، دمادم بر ساحل عالم مىزند، تا ابد.