بانوى آب و آفتاب: طرحى نو در كتابشناسى حضرت زهرا (س) - سروقامت، حسين - الصفحة ٦٦ - «فاطمه بانوى برتر»/ سيد جعفر شهيدى؛ زندگانى فاطمه زهرا(س)
شما در آن جهان ما را پيشوا و به سوى بهشت رهگشاييد. من چه حق دارم كه پسر عمت را از خلافت بازدارم! اما فدك و آنچه پدرت به تو داده اگر حق تو است و من از تو گرفتهام ستمكارم.
اما ميراث، مىدانى پدرت گفته است: «ما پيمبران ميراث نمىگذاريم. آنچه از ما بماند صدقه است».
- خداوند درباره دو تن از پيمبران گويد: «از من و از آليعقوب ميراث مىبرد.»[١] و نيز گويد: «سليمان از داود ارث برد»[٢] اين دو پيمبرند و ارث نهادند و ارث بردند. آنچه به ارث نمىرسد پيمبرى است نه مال و منال. چرا ارث پدرم را از من مىگيرند. آيا در كتاب خدا فاطمه دختر محمد ٦ از اين حكم بيرون شده است؟ اگر چنين آيهاى است بگو تا بپذيرم.
- دختر پيغمبر گفتار تو بيِّنت است و منطق تو زبان نبوّت. كسى را چه رسد كه سخن تو را نپذيرد؟ و چون منى چگونه تواند بر تو خرده گيرد؟ شوهرت ميان من و تو داورى خواهد كرد.[٣]
دخت پيامبر در بستر
مرگ پدر، مظلوم شدن شوهر، از دست رفتن حق و بالاتر از همه دگرگونىهايى كه پس از رسول خدا- به فاصلهاى اندك- در سنت مسلمانى پديد گرديد، روح، سپس جسم دختر پيغمبر را سخت آزرده ساخت. چنانكه تاريخ نشان مىدهد او پيش از مرگ پدرش بيمارى جسمى نداشته است.
از نخستين روز دعوت پيامبر تا اين تاريخ بيست و سه سال و از تاريخ هجرت تا اين روزها ده سال مىگذشت. در اين سالها نيز گروهى دنيا پرست كه چارهاى جز پذيرفتن مسلمانى نداشتند خود را در پناه اسلام
[١]- سوره مريم، آيه ٧.
[٢]- سوره نحل، آيه ١٧.
[٣]- بلاغات النساء چ بيروت، ص ٣١- ٣٢.