درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٦٣ - حديث اول توحيد از اصول كافى
ماديت و جسم تحيز و داشتن مكان است و ساحت قدس وجود حقيقى و بسيط است هم چنين ساحت كبريايى بعيد و دور از مخلوقات و موجودات نخواهد بود زيرا قيوم موجودات و قوام همه آنها بآفريدگار است ساحت آفريدگار عالىتر و ارفع از موجودات است از نظر علو مرتبه و رفعت درجه و بدين جهت ساحت آفريدگار اقرب بهمه اشياء است از نظر ظهور و افاضه بآنها (فسبحان الاقرب الاعلى و الاجلى) و يگانه نيرو بخش هستى موجودات ساحت آفريدگار است و هر كمالى كه واجد هستند از پرتو فيوضات ساحت او است.
قوله و لم يخل منها فيقال له اين:
از نظر احاطه وجودى آفريدگار بر موجودات و افاضه پى در پى بآنها هرگز رابطه ساحت او با آفريدهها و موجودات گسيخته نخواهد شد باينكه اختصاص به بعض داشته باشد و مكانهاى و موجودات ديگر از فيض او بىبهره گردند و چنانچه مكان خاص باو اختصاص بيابد لازم آن آنست كه رابطه با ساير مكانها نداشته باشد و بالاخره تنزيه ساحت قدس از عوارض ماديت و جسمانيت است.
حقيقت و صرف هر يك از ماهيت تعدد و كثرت پذير نخواهد بود جز بامر خارج از آن ماهيت مثلا انسان از نظر اينكه انسان است واحد است و تعدد و كثرت نخواهد داشت جز بامر خارج از آن ماهيت كه وجود باشد فقط كثرت افراد انسان به كثرت وجود و افراد است نه بحقيقت انسانيت.
بهمين قياس كثرت افراد وجود بماهياتى است كه معرف هر يك از آنها مىباشد مثلا كثرت وجود با اينكه حقيقت وجود و بساطت وجودى اختصاص بساحت كبريائى دارد و تعدد و كثرت پذير نخواهد بود ولى كثرت و تعدد نفس وجود بامر خارج از وجود است كه عدم خاص باشد يعنى اعدام ماهيات باشد و عبارت از ماهيات كه حدود و معرف حكم و حد آنها است و بالاخره كثرت وجود باعدام و آميختگى وجود بعدم و ماهيت است هر چه ماهيات زيادتر باشد