درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤٠٦ - حديث ششم در لزوم حجت
قوله (ع) و من من اللَّه عليه فجعله موسعا عليه فحجته عليه ما له ثم تعاهده الفقراء بعد بنوافله و من من اللَّه عليه فجعله شريفا في بيته جميلا في صورته فحجته عليه ان يحمد اللَّه تعالى على ذلك و ان لا يتطاول على غيره فيمنع حقوق الضعفاء لحال شرفه و جماله:
و هر كه را ساحت آفريدگار شرافت خانوادگى و عزت در اجتماع و نفوذ قول در جامعه موهبت فرمايد بايد بسپاس اين چنين نعمتى قيام نمايد و نيازهاى مردم را بر آورد و هرگز بر مردم اظهار عظمت و گردن كشى ننمايد و بر مردم بنظر حقارت ننگرد و حقوق ضعفاء و شئون مردم را رعايت نمايد و بمقام و شئون افراد از هتك وارد نشود.
نعمتها كه ساحت كبريائى به بشر موهبت فرموده بىنهايت و بىشمار است ولى مىتوان از جهاتى آنها را محدود نمود از جمله نعمتهاى نفسانى كه غرض اصلى و غايت و مقصود بالذات مىباشد مانند ايمان و فضيلت علم و عدالت و حسن خلق و عفت و شجاعت و حكمت اينها نعمتهاى نفسانى و دانى و مقصود بالذات سعادت حقيقى است و آثار آنها در دنيا و آخرت ظاهر خواهد بود.
و بر حسب قاعده فطرى كه هر نعمتى پروردگار بكسى موهبت فرمايد بايد در مقام شكرگزارى از آن نعمت بر آيد و وظايفى كه در اثر آن نعمت بر او متوجه مىشود و از قدرتى كه از نيرو كسب مىنمايد بايد در مقام اداء وظايف محدود بآن نعمت بر آيد از قبيل تعليم جاهل و ارشاد عموم مردم و اصلاح امور و رفع اختلافات عمومى كه در جامعه رخ ميدهد.
بالاخره در اثر نعمت روحى و نفسانى قدرت زياده كه دسترس او است بايد بهمان قدر در باره و رفع حاجت نيازمندان نيروى خود را بكار برد و از آن قبيل است نهى از منكرات و جلوگيرى از محرمات در اثر نفوذ كلمهئى كه در