درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٤٨ - حديث يكم از استطاعت و تفويض
كه مانعى و عائقى از اقدام نباشد با نيروى جوارحى و سلامت بدن كه شرط عمل است واجد باشد.
بالاخره تحقق استطاعت و فعليت آن زمينه آمادهاى است كه چنانچه بخواهد اقدام مىنمايد و از آن تعبير باختيار مىشود و صفت روانى است كه گفته شده (ان شاء فعل و ان شاء ترك) حالت و صفت نفسانى و روانى است و در صورت تحقق استطاعت خواهد بود زيرا در تحقق استطاعت ميل و رغبت نسبت بعمل لازم نيست چه بسا رغبت نسبت به عمل خاصى نداشته ولى براى او ميسر و مورد استطاعت باشد.
بر اين اساس اختيار كه مفاد جمله
(فاما ان يعصم نفسه)
مىباشد عبارت از نيروى روانى و داورى است باينكه عمل منظور خير و صلاح فاعل است بدون اين كه در باره خير و صلاح آن واقعيتى رعايت شود يعنى حكم روانى فاعل بصلاح ميزان و اساس عمل خواهد بود بدون اينكه واقعيتى در آن رعايت شده باشد و حكم بر خلاف واقع باشد و نكته مرموز نيز همين است كه ميزان حكم بصلاح در آن هنگام گر چه بر خلاف حقيقت باشد ولى منشأ حكم و قضاوت نيروى عاقله ظهورى از نورانيت روح و ظلمت آنست چنانچه بر وفق عقل و خرد باشد قضاوت و داورى صحيح و عمل نيز عقلائى خواهد بود و در صورتى كه حكم بر خلاف عقل و خرد و بر وفق تمايلات باشد عمل نيز كه اثر آنست طالح و نكوهيده خواهد بود و از آن تعبير بشقاوت مىشود در نتيجه سعادت و شقاوت ريشه آن كسب و سعى است و از بيان گذشته استفاده شد كه اساس سعادت و شقاوت بشر همانا حكم و قضاوت در باره خير و صلاح عمل است كه حكم و قضاوت موضوعيت دارد و واقعيتى در آن رعايت نخواهد بود يعنى فاعل مختار تا هنگامى كه نيروى عاقله او بصلاح فعل حكم ننمايد هرگز اقدام بارتكاب آن عمل نخواهد نمود مثلا هرگز