درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٤٠ - حديث ٧ از اصول كافى
را بسوى هدف آن سوق ميدهد و هر موجودى را كه خلق نمايد و بيافريند بطور ابداع بوده و مثال سابق نداشته است و گر تسلسل و محال لازم مىآيد و نيز خلقت و آفرينش بطور حركت و به نيروى جسمانى نبوده تا اينكه مورد عوارض و فرسودگى و فناء و زوال قرار بگيرد.
خلاصه نظر باينكه ساحت كبريائى قيوم آفريدهها است و مقوم شىء لا محاله احاطه حقيقى بر آنها خواهد داشت بمنظور اينكه خلائق را كه آفريده آنها را بسوى مقصد سوق دهد و نظام عالم مترتب گردد و نيز فعل و اثر خود را متقن آفريده بدون اينكه مثالى سابق داشته باشد و گر نه تسلسل لازم مىآيد و فاعليت او نيز بطور اولى از علم بصلاح نظام و احاطه و اراده جدا نخواهد بود بلكه هر چه را بخواهد بدون تأخير ايجاد و پديد آورد و بدون تأخير وقت و يا انتظار شرط و يا حصول كمك و يا بكار بردن وسيلهاى.
همچنان كه بشر در اثر نقض وجودى و عجز هر عملى اقدام بماند محتاج بشرايط و امكانات خواهد بود كبريائى و هر چه را اراده نمايد بيافريند بدون شرط آفريده و بوجود مىآيد زيرا هر شرط و امكاناتى باشد از شئون مراد و خواسته است و اراده و فعل آفريدگار كن ايجاد است و بىدرنگ هر چه را كه اراده فرمايد پرتو هستى آن را فرا مىگيرد خلاصه در تأثير و فاعليت ساحت كبريائى نقصى نيست همه شرايط و امكانات از شئون مراد و خواسته است فعل آفريدگار عبارت از كن ايجاد كه فعليت محض است و مفاد كن ايجادى بوده باش نه بلفظ خواسته موجود مىشود بلكه كن تمثلى است از نفوذ اراده كه حقيقت آن تحقق در خارج است و عقل از آن انتزاع مىنمايد.
قوله عليه السلام: على ما اراد من الثقلين الجن و الانس ليعرفوا بذلك ربوبيته و تمكن فيهم طاعته:
بيان غرض از خلقت جهان و جهانيان و نظامى است كه در همه آنها فرمانروا و غرض از نظام جارى زندگى و آسايش بشر است و همچنين سلسله جن كه