درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٨٦ - حديث ٦ از اصول كافى
از مقام كبريائى افاضه مىشود جهان و جهانيان را فرا مىگيرد و كثرت به لحاظ مورد است.
از اين بيان شبهه ارتباط متغير بمقام ثابت و مستقر نيز حل و آشكار شد زيرا آنچه فيض وجود شرف صدور مىيابد و در آن تغير و تحول و سيلان قيد نشده بلكه در اثر اقتضاء عالم طبع و متغير بدين صورت خواهد در آمد وجود بقدسيان نيز افاضه مىشود تغير و تحولى در آنها نيست استفاده مىشود كه افاضه وجود توأم با تحول و تغير نخواهد بود وجود بما هو آميخته با تحول نخواهد بود.
قوله عليه السلام: عالم اذ لا معلوم و خالق اذ لا مخلوق و رب اذ لا مربوب و كذلك يوصف ربنا و فوق ما يصفه الواصفون:
بيان علم و احاطه شهودى ساحت كبريائى است باينكه در مقام شامخ ازلى علم و احاطه بقدس كبريائى داشته و به تبع آن نيز بعوالم امكانى قبل از تحقق نظام خلقت عالم بوده است، و پس از تنزل و تحقق آفرينش كما كان عالم بوده و مرتبه امكانى آن صورت گرفته است و مسطورهاى از آن علم ازلى در نظام طبع صورت پذيرفته است و بطور جمعى از ازل و همه حوادث و رويدادها مورد علم و احاطه بوده اينك در نظام متغير و متحول تحقق مىپذيرد و پرتوى از فيوضات كبريائى بصحنه سراب و لرزان مىتابد و همه در علم فعلى يكسانند و سرتاسر اين جهان مانند نقطه مندك در ازليت خواهد بود.
قوله عليه السلام: و خالق اذ لا مخلوق و رب اذ لا مربوب:
صفات فعل ساحت كبريائى در خلق و آفرينش خلاصه مىشود همچنين صفت ربوبيت كه بمعناى تدبير و سوق مخلوقات و موجودات بسوى كمال است بادامه فيض وجود و يا كمك عوامل طبيعت هر موجودى در اثر حركت بسوى كمال و غرضى كه از خلقت آنست نائل گردد.