درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٦٩ - حديث ٥ از اصول كافى
است و قاهر بر عقول و افكار است و هرگز بر كنه وجود كبريائى او آگهى نخواهد يافت هم چنان كه بر ازليت او قاصر است.
قوله عليه السلام: و قمع وجوده جوائل الافكار:
حريم كبريائى سد محكم و مرتفعى است كه هرگز جولان افكار و انديشه متفكران بساحت قدس راه نخواهند يافت هم چنان كه بر وحدت حقيقى صفات و ذات كبريائى آگهى ندارد.
قوله عليه السلام: فمن وصف اللَّه فقد حده:
از نظر نامحدودى كبريائى چنانچه بصفتى توصيف شود كه عارض است كبريائى او را محدود نموده زيرا هر صفت زايد و خارج از ذات كبريائى او لا محاله محدود و معلول بوده تحت مقوله و حد خاص براى آن خواهد بود و ساحت او منزه از هر حد و صفت زايد است زيرا كه حقيقت وجود و كمال است و حدى براى وجود و صفات و كمال او نخواهد بود و حد و نقص و امكان و معلول است.
با توجه باينكه حد مستلزم تركيب و كثرت است و هر دو صفت امكان و نقص است و نيز وحدت او عددى و وجود او توأم با ماهيت و احتياج خواهد بود و ساحت قدس از نقص و حاجت و امكان و تركيب منزه است.
قوله عليه السلام: و من حده فقد و من عده فقد ابطل ازله:
و چنانچه به وحدت عددى توصيف شود لا محاله محدود و توأم با ماهيات بوده و محتاج بعلت و باجراء و نواقص ديگر خواهد بود و ذات او موجود بالذات نبوده بلكه نياز بموجد و آفريدگار دارد و اين منافى با صفت ازلى كبريائى اوست.
قوله عليه السلام: ازله نهيه لمجاول الافكار:
از جمله صفت ذاتى كبريائى وجود ازلى و ابدى كبريائى او است كه فكر بشر را باز ميدارد از اينكه در آن باره تفكر نمايد و قابل فهم نيست و مجهول الكنه