درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٨٨ - حديث اول توحيد از اصول كافى
قوله عليه السلام: لكن قضاء مبرم و علم محكم و امر متقن:
مبنى بر تنزيه ساحت كبريائى از ترديد و تزلزل و عروض شبهه است باينكه آنچه را حكم فرمايد نافذ و قاطع خواهد بود و از جمله حوادثى است كه قضاء و حكم ابرامى در آن باره صادر شده هرگز قابل تغيير و يا تأخير نخواهد بود بهمين قياس علم فعلى ساحت كبريائى كه از شئون ذات است آن نيز محكم و غير قابل تزلزل و يا ترديد خواهد بود و هم چنين اوامر و دستوراتى كه از مقام كبريائى شرف صدور مىيابد نهايت اتقان و حسن تدبير را واجد است و قابل تزلزل و ترديد نخواهد بود و فرشتگان مأمور اجراى آن بدون تأخير و يا تعويق اوامر كبريائى را بموقع اجراء ميگذارند.
قوله عليه السلام: توحد بالربوبية و خص نفسه بالوحدانية:
در باره صفت ربوبيت و تدبير نظام جهان يكتا و اختصاص باو دارد زيرا تدبير و صفت ربوبيت همان ادامه فيض وجود است كه آفريده و موجود را بسوى كمال و غرضى كه از آنست سوق دهد و بديهى است كه فيض وجود و خلق و اختصاص بساحت واجب الوجود دارد.
هم چنين ذات كبريائى را در همه صفات و كمال وجودى متفرد و يگانه قرار داده است هر مخلوقى را توأم با تركيب و كثرت نموده و وجود او را آميخته با عدم و تيرهگى و نيستى قرار داده است ساحت كبريائى متفرد است در اينكه از مجانسة با مخلوقات منزه است هم چنين صفات و كمالات وجودى او از مشابهت با صفات مخلوقات منزه خواهد بود زيرا صفت از شئون وجود است و موجود ناقص و ممكن صفت آن نيز ممكن خواهد بود.
وحدت ساحت كبريائى حقيقت وجود بحت و بسيط است نه عام است و نه خاص و نه عرض بلكه بىحد است كه عالم موجودات را فرا گرفته و اظهر از همه موجودات است و اقرب و نزديكتر بهر موجودى است و وحدت و صفات و همه