درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤٧ - حديث اول توحيد از اصول كافى
از نظر اينكه مواطن مختلف است و برأى هر يك از مواطن حكمى است و حكم معلوم ساحت كبريائى وجود بسيط نورى و كلى در ازل كه مجهول الكنه است و موطن نازل آن علم زمانى و متغير بشر است.
و ذات كبريائى بر همه پديدههاى جزئى و كلى احاطه علمى و شهودى دارد هم چنين بر همه تغيرات و تحولات هر يك از آنها ولى توجه عقلى كلى و وجود نورى بسيط و بر ساحت قدس تغيير و يا عروض صفت صورت نخواهد گرفت و علم ساحت كبريائى شامل همه معلومات و مقدورات مىشود.
هم چنان كه صنع و آفرينش او عام و همه مصنوعات و آفريدهها را شامل مىشود و علم و احاطه بهمه آنها عين علم بذات قدس و ظهور سعه علمى بىنهايت است.
خلاصه مفاد
(احاط بالاشياء علما قبل كونها فلم يزدد تكونها علما علمه بها قبل ان يكونها كعلمه بعد تكوينها).
نظر باينكه علم ساحت كبريائى از طريق حصول و انفعال نيست بلكه از شئون علم بذات و از لوازم آنست.
زيرا چنانچه از خارج باشد لازم فاسد چندى در بر دارد.
١- امور خارجى تأثير در علم و احاطه و در ذات و صفات كبريائى خواهند داشت و اين نقص ممتنع است.
٢- موجودات خارجى از نظر حدوث و تغيير و زوال كه هر لحظه بر موجودات فرمانروا است سبب حدوث علم و تعبير علم و زوال علم كبريائى خواهد شد هم چنان كه بشر كه علم او زمانى است هر لحظه در اثر تبدل در موجود خارجى علم او حادث مىشود و سپس زائل شده و بصورت علم ديگر در مىآيد.
مثلا وجود زيد پس از قوت او بصورت علم بموت او درمىآيد و اين قسم علم حادث و زمانى است و اختصاص به بشر دارد و ساحت كبريائى منزه از نقص