درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٩٦ - حديث سوم در لزوم حجت
با توجه باينكه نيروى تعقل و تميز عمل صالح از طالح كه در فطرت بشر بوديعت سپرده شده زياده بر آن بطور تجدد الهاماتى است كه از غيب بايشان الهام مىشود.
در حقيقت آنچه مقام كبريائى در كمون و فطرت بشر نهاده و اقتضاء ذاتى او است رابطه اعتقادى بتوحيد ذات كبريائى و صفات او است و اركان دين اسلام و برنامه اعتقادى و عملى مكتب قرآن شرح و تفصيل و ارشاد بآن امر فطرى است و الهام بتقوى و صلاح بطور تجدد ارشاد طريقه سعادت و رستگارى خواهد بود.
و آيه (فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها) بيان آنست كه قواى نيروى عاقله را بالهام و القاء معرفى نموده باينكه هر لحظه نفس و روح تعقل بشر در اثر ارتباط با عالم غيب از اشعه فيوضات غيبى بهرمند ميگردد اهل ايمان از افاضات و سروشهاى غيبى استفاده و بهرمند مىشوند فلاح و رستگارى و حركت جوهرى خود را تأمين مينمايند هم چنين گروهى كه از نظر غرور بالهامات و خاطرات تهديد آميز خود گوش فرا نداده و باعمال ناشايسته و طالح مبادرت مينمايد هر لحظه مورد تهديد خود قرار خواهند گرفت.
زيرا لازم الهام به فجور و القاء تهديد غيبى به گناه تهديد بشقاوت و تيرهبختى است و تبه كار و بيگانه هر لحظه از درون و خرد خود تهديد به تيره بختى خود را ميشنود ولى از نظر اينكه گوش شنوا ندارد بآن توجه نمىنمايد چنانچه در باره مسير زندگى خود بينديشد و بخود بيايد آنگاه از درون خود تهديدات پى در پى را مىشنود و مژده تيره بختى خود را مييابد.
و در آيه فجور را بر تقوى مقدم داشته از نظر اينكه تبرى از فجور ركن تحقق تقوى است هم چنان كه تبرى از شرك ركن و قوام توحيد است.
با توجه باينكه فجور و تقوى را اضافه بضمير نفس نموده از نظر اينكه روح نيروى غيبى موهبت الهى است و لازم وجودى آن آگهى به فجور و تقوى و خير