درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٩٥ - حديث سوم در لزوم حجت
انسانى است از نظر اينكه از عالم امر تنزل نموده و نيروى غيبى و شهودى است و در اثر تعلق ببدن عنصرى و اعضاء و جوارح شروع بحركت جوهرى نمايد و از حركات و افعال اختيارى و اعداد بدن و اعضاء هدفى را اتخاذ نمايد و بدان سو رهسپار گردد.
و از جمله تسويه و آفرينش نيروى عاقله آنست كه نيروى شهود در آن نهاده شده و با الهامات غيبى و افاضات ارتباط ذاتى و ناگسستنى دارد و نيروى خداشناسى بطور نهفته در كمون بشر نهاده و اقتضاء ذاتى و ظهور كمون و فطرت او است.
و در اثر ارتباط با افاضات غيبى فجور و عمل ناروا و قبيح آن را مىفهمد هم چنين صلاح عمل شايسته را تميز ميدهد و بدان بطور بداهت حكم مينمايد و نيروى شهود و تميز عمل صالح از طالح را نسبت بالهام داده و از جمله افاضات غيبى معرفى نموده شاهد آنست كه نيروى عاقله نيروى گيرنده تابش اشعه غيبى است كه هر لحظه بتجدد الهام و فيوضات بهرمند مىشود و طريق صلاح و فساد و خير و شر را هر لحظه مىفهمد و تميز ميدهد.
از جمله توحيد افعالى كبريائى آنست كه هر گونه خاطرات و صورت علمى و اعتقادى كه حركت و سير روح و روان است در اثر افاضه و اشعه الهامات غيبى است و بر حسب آيه يگانه وسيله سير و سلوك و تكامل بشر نيروى پذيرش و قبول افاضات و الهامات غيبى است در صورتى كه در مقام پذيرش برآيد و طبق الهامات و رهبرى رفتار نمايد از فلاح و رستگارى بهرمند خواهد بود.
موهبت نيروى تعقل و تميز عمل صالح از طالح و نيك از بد و راه سعادت از طريق انحرافى و شقاوت حركت جوهرى بشر را استوار مىسازد و در اثر اين نيروى الهامى است كه زمينه صدور افعال اختيارى را آماده مىنمايد و حركت جوارحى را سير و حركت طولى و ذاتى معرفى مىنمايد ذات و حقيقت خود را بدست مىآورد.