درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٨٩ - باب النوادر حديث يكم از اصول كافى
است و اختصاص به بعض دون بعض ندارد. بر اين اساس ضد و مغاير و مخالف نخواهد داشت جز طبيعت عدم و مانند طبايع كلى نيست كه براى هر يك در خارج اغيار و اضداد و نقايص باشد ولى وجود بما هو موجود هرگز براى آن امرى كه صادق باشد بر آن عدم و يا لا وجود تحقق نخواهد يافت.
و اما لا وجود بر موجودات خارجى صدق نخواهد نمود و در اثر اينكه وجود شامل همه موجودات مىشود و نور هستى منبسط بر همه ماهيات و اعيان است و موجوديت هر آفريدهاى نحوه ارتباط و تعلق بساحت كبريائى و مرتبهاى از تجليات او است.
و ساحت قدس نفس حقيقت وجود و قائم بذات كبريائى است در او شائبه عدم و نقص و امكان نميباشد هم چنين در شأن از شئون كبريائى نقص و امكان نخواهد بود و جز او در موجودات نيست جز اينكه متصف بعدم سابق و يا عدم لاحق باشد و آن موجودى است كه بماده و اجسام و عالم طبع تعلق داشته باشد و عالم جسم بجميع شئون آن از ماهيات و كيفيات همه حادث و هر لحظه تبدل پذيرند از اين لحاظ هالك بالذات مىباشد و صلاحيت بقاء و ثبات دو لحظه ندارند و وجود آنها لا وجود و فانى و بىاثر خواهد بود.
و اما وجه اللَّه كه بجمله (الذى تؤتى منه) و نيز (ببابه الذى يدخل اليه) تفسير شده عبارت از مظاهر و وسايط فيوضات دائم الهى است كه لازم صفت ربوبيت از قبيل عالم امر و قضا و قدسيان مقرب و ارواح قدسيه و اوصياء عليهم السّلام هستند و جهت تسميه و نامگذارى آنها به وجه اللَّه آنست كه وسيله معرفت و واسطه در نزول فيوضات بعوالم هستند كه ميتوان بآنها توجه نموده و از فيوضات آنان بهرمند گشت و موجودات شريف و مظاهر فيوضات كبريائى از نظر اينكه تعلق ذاتى بساحت كبريائى دارند از تعلق بماده و حركت و زمان و قوه و استعداد و زوال منزه هستند از اين روى زوال و تبدل ناپذيرند بلكه باقى ببقاء اللَّه و از جمله مظاهر كبريائى