درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٨٧ - باب النوادر حديث يكم از اصول كافى
و بطور تلويح نيز از اطلاق جمله (كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ) استفاده مىشود آنچه مستقيما بساحت كبريائى و بفيوضات ربوبى و تعليمى رابطه ندارد غير وجه اللَّه معرفى مىشود.
و اين عنوان تلويحى نيز شامل عالم ماده و طبيعت مىشود از نظر اينكه ريشه همه نواقص و بىخبرى و بىارتباطى و پراكندگى همانا عالم كثرت بينهايت طبع است كه وجود ريز و كلان موجودات جسمانى هالك و از خود بىخبر و محكوم بزوال و تحول و فناء خواهند بود نه فناء و نابودى ذاتى و وجودى زيرا هر آنچه بهرهاى از هستى يافته نابود محض نخواهند شد.
هم چنان كه موجودات عالم ماده و طبع پراكنده و محكوم به بيخبرى هستند ارواح پليد كفار و بيگانگان نيز كه فريفته علاقه بزندگى دنيوى هستند و از حقايق و معارف و مظاهر رحمت و فضل كبريائى بىخبر و بىبهرهاند آنان نيز محكوم بهلاكت و بىبهره از حيات روحى و سعادت خواهند بود.
و خلود در شقاوت هلاكت حقيقى و ذاتى است كه بسوء اختيار از مظاهر رحمت و فضل كبريائى و از تعليمات آنان خود را بىبهره نمودهاند و اصل و ريشه تيرهبختى و هلاكت همانا جهالت و خودستائى و علاقه بزندگى دنيا و بمال و منال است.
مظاهر فيوضات ساحت كبريائى كه مجرد است باقى و ابدى خواهد بود زيرا زوال و فناء از عوارض ماده و طبع است و مظاهر الهى جز بذات كبريائى تعلق ندارد و فناء هر موجودى در اثر عدم جزئى از اسباب وجود آنست و تا هنگام كه علت تامه موجودى باقى باشد محال است معلول از آن تخلف نمايد و فناء وجودات مجرده وابسته بوجود و فاعل و علت غائى ميباشد و در اثر تجرد مظاهر و مفارق عقلى از ماده و صورت هرگز فناء پذير نخواهد بود زيرا قائم بساحت كبريائى است كه فاعل و غايت همه موجودات است.