درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٨٨ - باب النوادر حديث يكم از اصول كافى
بديهى است از نظر تجرد و بساطت مظاهر فيوضات و عدم بركت آن فاقد صورت و ماده است و هرگز مظاهر الهى و مفارق عقلى فنا پذير نخواهد بود و هر موجود ممكن گر چه جائز العدم است كه پس از تحقق وجود فانى گردد ولى در باره موجودات مفارقه از نظر اينكه مظاهر الهى هستند فناء پذير نخواهند بود از نظر اينكه داراى ماهياتى نيستند كه وجود بر آنها عارض شده باشد و يا امكان وجود بر آنها سبقت داشته باشد مانند موجودات طبيعى و زمانى بلكه قوام نظام جهان و عوالم بر وساطت ارواح قدسيه استوار است.
در نتيجه اينكه مظاهر فيوضات الهى كه عالم امر و قول كن و كلمة اللَّه و ارواح قدسيه و قلم اعلى و مفاتح الغيب كه وسايط ساحت كبريائى و عالم امر با عالم خلق هستند همه آنها باقى ببقاء ظلى ساحت كبريائى خواهند بود و آيه كريمه از آنها بكلمة وجه اللَّه تعبير نموده است وجه للَّه كه تفسير بجمله الذى يؤتى منه شده عبارت از عالم امر كه از مظاهر فيوضات كبريائى است و خير محض و كلمات صدق و قول حق منزه از تغيير و زوال است و بجز بساحت كبريائى تعلق نخواهد داشت.
از اين رو نيز باقى و ابدى خواهد بود زيرا زوال و تغيير و تحول در اثر تعلق بماده و حركت و قوه و زمان است و موجود مجرد كه از همه تعلقات منزه باشد هرگز زوال پذير نخواهد بود زيرا فرض عدم آن بفرض زوال علت فاعلى و غائى آنست و فاعل و مقصد مظاهر فيوضات مقام كبريائى است.
ساحت كبريائى عز اسمه موجود حقيقى واجب بجميع جهات است و شائبه نقص و امكان در حريم كبريائى او نخواهد بود و وجود مطلق مشترك ميان موجودات است و عبارت از تفاوت مراتب وجود از لحاظ شدت و ضعف و كمال و نقص و تقدم و تأخر در جوهر ذات وجود است و مانند ماهيات كليه نيست كه افراد را از نظر كلى ذاتى فرا بگيرد و بتوان از آن كلياتى را سلب نمود مثل انسان لا فرس است و صفت وجود نظر باينكه حقيقت واحد و سارى در همه موجودات