درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٨٣ - باب النوادر حديث يكم از اصول كافى
كه هلاكت نسبت بموجودات زمانى بمعناى استقبال و آينده باشد ولى نسبت بغير موجودات زمانى هلاكت بطور بالفعل و ذاتى و هميشه خواهد بود.
و مراد از هلاكت بطلان وجود نشئه دنيوى آنست و انتقال بعوالم برزخ و قيامت و رجوع بسوى آفريدگار و اما هلاكت بطور اطلاق و فنا و نابودى ذاتى صحيح نيست زيرا هرگز موجودى كه از بهره هستى برخوردار شده فناء پذير بطور دائم نخواهد بود.
و بر تقدير اينكه مراد از وجه ذات كبريائى باشد مفاد آيه آنست كه همه موجودات با فناء و بطلان مواجه خواهند بود كه رجوع بسوى آفريدگار است جز ذات كبريائى كه واجب و قائم بذات و صفات كبريائى نيز از شئون ذات او است و آفريدگار بايد ازلى بوده و معرض فناء و تحول قرار نگيرد و موجودى كه از معرض فناء و هلاكت مصون باشد همانا ساحت كبريائى است (فلا اله الا هو) و اله و مستحق معبوديت جز آفريدگار جهان و جهانيان نخواهد بود.
ولى اين قول مورد اعتراض امام عليه السّلام قرار گرفته است كه فرمود
(لقد قالوا قولا عظيما انما عنى بذلك وجه اللَّه الذى يؤتى منه)
گفته شده كه اعتراض امام عليه السّلام در اثر آنست كه اين قول افتراء و سبب بطلان روح اعظم و ملائكه مقربين و انبياء مكرمين و اوصياء صلوات اللَّه عليهم اجمعين بلكه سبب بطلان عالم امر و قضاء و لوح محفوظ و قلم و امام از اين نظر اعراض فرموده و اراده فرمود از كريمه
(الا وجهه الذى يؤتى منه)
است باينكه در معناى وجه داخل مىشود فرشتگان مقرب و روح اعظم و نبى اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم و انبياء و مرسلين و اوصياء عليهم السّلام و بشر فقط بدين وسايل ميتواند بمعرفت ساحت كبريائى راه يابد وجه شىء وسيله معرفت و شناسائى است كه بتوانيم او را بشناسيم و او را حمد نموده و از نواقص تنزيه نمائيم و فقط وجه اللَّه سبب معرفت ذات كبريائى و شناخت صفات كبريائى خواهند بود چگونه مظاهر كبريائى محكوم ببطلان خواهند بود و خارج از مفاد وجه باشند بلكه همه