درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٦٩ - حديث ٧ از اصول كافى
اينكه بمواد حركات و زمان ميرسد كه ثبات آنها عين تجدد و انقضاء و حركت است و حركت و تجدد نيز بر همين اساس نهاده شده است و تغيير در حوادث سبب تغيير صفات كبريائى نخواهد شد هم چنان كه كثرت بىنهايت سبب كثرت صفات كبريائى نخواهد شد.
و از نظر وحدت حقيقى و بساطت صرف علم فعلى و همچنين قدرت لا يزالى و صفت قيوميت ساحت كبريائى نسبت بهر مخلوق مادى و هر موجودى و هر يك از جزئيات و تشخصات بىشمار آنها همه مورد احاطه كبريائى خواهد بود هم چنان كه هر لحظه وجود بهر موجودى مادى افاضه مىشود و تحت قيوميت قرار ميگيرد همان رابطه علم شهودى و احاطه علمى نسبت بهر يك از موجودات متغير و متحول خواهد بود.
و بعبارت ديگر هم چنان كه رابطه قدرت لا يزالى و فيض وجود هر لحظه موجودات مادى و متغيرات را فرا ميگيرد از نظر وحدت حقيقى همان رابطه علم شهودى و احاطه علمى متغيرات مىباشد.
و در حديث رابع از اصول توحيد كه شرح آن گذشت جمله
(لكن احاطه بها علمه و اتقنها صنعه أي هو في الاشياء بالاحاطة و التدبير و على غير ملامسة)
. بيان آنست كه علم فعلى كبريائى عين ذات او است و احاطه علم فعلى او باشياء و بموجودات در اثر احاطه ذات كبريائى او است كه مجهول الكنه است و از آن تعبير بقيوميت مىشود و همه موجودات و مخلوقات كبريائى قائم باويند و احاطه عملى و شهودى هم چنين احاطه قيوميت بهر يك از ريز و كلان موجودات مادى دارد و هرگز موجود و مخلوقى چه مجرد و يا مادى از حيطه علمى و قيوميت كبريائى خارج نخواهد بود.
و در طى سخنان امير مؤمنان عليه السّلام نيز فرمود آيه
(تعالى واحد بلا كيفية و ان القلوب تعرفه بلا تصوير و لا احاطة)
زيرا احاطه فرا گرفتن محاط است و ساحت