درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٦٨ - حديث ٧ از اصول كافى
از نور هستى پرتوى بهرمند گشته و نيز مانند ظل و سايه نشانه و نمونهاى از نظام علم فعلى و قدرت ازلى را ارائه ميدهد.
وحدت حقيقى علم فعلى و قدرت و مبدئيت ازلى كبريائى بر حسب تنزل آن بعوالم مختلف است و بر حب اقتضاء نظام ماديت تحولاتى خواهد يافت بعالم مجردات و قدسيان كه موجودات نورى و كامل هستند آن قسمت از صحنه موجودات امكانى را نورانيت مىبخشد بطور دائم و ثابت و ابدى ظلى مانند سايه كه پارهاى از خصوصيات شاخص را ارائه ميدهد هم چنين عالم مجردات و قدسيان صفات قدس كبريائى را ارائه ميدهند و بالاخره باقى ببقاء اللَّه خواهند بود.
ولى تنزل وجود اطلاقى بعالم طبع و ماده كه عالم نقص و ظلمت است اين چنين اقتضاء دارد كه بموجودات مادى نور هستى بدمد و آنها را بحركت در آورد و دوام و ابديت نظام امكانى نيز بر همين حركت و تحول ماده استوار خواهد شد كه چنانچه اين جهان ناقص و تيره و متحرك نبود هرگز عوالم امكانى اقتضاء ابديت و نشانهاى از صفات قدس كبريائى نداشت بر اين اساس است كه فرشتگان مقرب در مقام اعتراض بر خلقت ساحت كبريائى بر آمده كه بشر را چگونه از عالم طبع و ماده بيافريند در صورتى كه فرشتگان مقرب بهترين شعار عبوديت و تسبيح را واجد هستند و بآنان موهبت فرمودهاى.
در پاسخ آنان جمله كوتاهى اعتراض آنان را حل نمود (إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ) كه يگانه شعار عبوديت و خلوص معرفت و بهترين مسطوره صفات كبريائى در نتيجه خلقت بشر از خاك خواهد تحقق يافت و بر اساس حركت و سعى و رنج جهش ميتوان بمقام خلت نائل گشت نه بقدس ذاتى محدود كه ساحت كبريائى بقدسيان اهداء فرموده است.
تغيير و تحول كه در موجودات جهان طبع دارد سبب تغيير در ذات كبريائى نخواهد شد و هم چنين در صفات او زيرا تحول در اثر وساطت بسيار رخ ميدهد تا