درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٦٤ - حديث ٧ از اصول كافى
جز ساحت آفريدگار بر آنها احاطه نخواهد داشت همه و همه از فيوضات آفريدگار هر لحظه بهرمند هستند مانند تابش عارضى نور كه صحنه جهان را فرا گرفته باشد بهمين قياس موجودات در حيطه شهود و قدرت لا يزالى و قيوميت كبريائى خواهند بود و قوام علم فعلى و قدرت لا يزالى و قيوميت بوحدت حقيقى و بساطت صرف است و مناسبت با وحدت حقيقى مجهول الكنه ساحت كبريائى بوده باينكه فيض وجود ظهور قدرت و شهود و قيمومت خواهد بود.
وحدت ساحت كبريائى وحدت امكانى و عددى نيست كه بكثرت افراد و امثال كثرت يابد بلكه بر حسب آيه (لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ) مراد وحدت حقيقى است و همه شئون صفات و افعال و آثار اين چنين وحدت فرمانروا است از اين رو براى كبريائى مثل ذهنى و وهمى نخواهد بود هم چنين براى وحدت حقيقى او و هم چنين ساير صفات حقيقى او مثل نخواهد بود زيرا وحدت علمى و قدرتى او وحدت مجهولى است مجهول الكنه و از باب اعداد نخواهد بود.
هم چنين قدرت و اراده و ساير صفات او مثل نخواهد داشت و همه بوحدت و بساطت حقيقى در عالم امكانى ظهور خواهند نمود و منافات ندارد كه مرتبه نازل از نور وجود كه بعالم ماده پرتو ميافكند در اثر اقتضاء ماديات بدين صورت در مىآيد كه ماديات را بحركت در آورد و زمان ساز باشد.
و هم چنين زمانيات و متغيرات ساز گردد يعنى همان وحدت حقيقى نور و وجود اطلاقى است كه عالم طبع و ماده را بحركت در مىآورد و بسوى عالم ابد سوق ميدهد و علم فعلى و قدرت و قيوميت بر هر ريز و كلان فرمانروائى داشته باشد.
بعض از فلاسفه علم ساحت كبريائى را بامور جزئى و جزئيات عالم طبع انكار نمودهاند باينكه علم كبريائى اختصاص بكليات بسيط دارد و منشأ اين شبهه آنست كه تماس با جزئيات خارجى در اثر تماس نيروى بينائى و شنوائى و ساير حواس