درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٦٣ - حديث ٧ از اصول كافى
و قدرت ازلى كه همه موجودات امكانى و جزئيات نامتناهى هر يك از آنها را شامل مىشود در حيطه علم و شهود كبريائى بوحدت حقيقى ذات كبريائى و از شئون آن علم بموجودات امكانى است.
ساحت كبريائى كه بكنه ذات قدس خود احاطه علمى دارد و از پرتو آن بعوالم امكانى كه لازم ربوبيت و ساير صفات كبريائى او است احاطه دارد هم چنين احاطه بهمه شئون موجودات و مواطن و تشخصات موجودات مادى هر يك از آنها دارد و هر چه بهرهاى از وجود دارد در حيطه علم و قدرت او خواهد بود چگونه تصور ميرود كه موجودى از سعه فيض كبريائى هر لحظه بهرمند باشد ولى در حيطه قدرت كبريائى و شهود او نباشد بر اين اساس (وَ ما يَعْزُبُ عَنْ رَبِّكَ مِنْ مِثْقالِ ذَرَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي السَّماءِ).
از اين رو علم بموجودات امكانى و به متغيرات و تشخصات و جزئيات و كثرت بىنهايت و مواطن آنها بعلم فعلى و ازلى اختصاص بساحت كبريائى دارد و علم بآنها و تغييرات آنها از طريق علم بآنها به علم زمانى و بطور محدود اختصاص به بشر دارد از اين رو هر دو قسم علم و شهود ازلى و زمانى بر حسب مفهوم واحد است ولى بر حسب حقيقت و شدت نامتناهى و بساطت حقيقى غير قابل قياس بيكديگرند بطور خلاصه علم حادث و زمانى بشر بموجودات خارجى در اثر استفاده از آنها بطور تغير و تجدد و كثرت است و بدين طريق به پارهاى از كليات و نيز به پارهاى از جزئيات و تشخصات موجودات مادى بطور محدود و موقت احاطه علمى بطور اجمال مىيابد و اساس آن در تحول و تغير خواهد بود.
ولى علم فعلى ساحت كبريائى و هم چنين قدرت فعلى او بهمه موجودات مادى امكانى و كليات ثابته و جزئيات متغيره هر يك از موجودات را فرا ميگيرد كه هر موجودى جزئى و تشخص آن نيز توأم با تشخصات بىشمار است مانند ظرف آب مشخص ولى عوارض بىشمارى بىنهايت بر آن رخ داده و خواهد داد كه