درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٥٧ - حديث ٧ از اصول كافى
هستند و از نظر قياس و تنزل فعل حقيقى كبريائى بامر محسوس مانند اشعه خورشيد كه بظاهر موجودات مىتابد و آنها را بمعرض ظهور قرار ميدهد در صورتى كه تابش شعاع از خارج موجودى را بمعرض ظهور در مىآورد ولى نور هستى پرتو و شعاع از ما وراء عالم است كه موجودات را هستى مىبخشد و آنها را اظهار نمود و بمعرض ظهور قرار ميدهد و از كتم عدم بعالم هستى در مىآورد.
بر اين اساس نظام وجود نمونه و مسطورهاى از علم فعلى كبريائى است كه هر لحظه در اثر اشعه جهان آراى كبريائى صحنه موجودات جهان بنظر ثابت و برقرار ميرسند و در اثر حركت و تأثير و تأثر در يك ديگر بسوى كمال و مقصد رهسپار هستند و اين نظام متحرك از نقص بسوى كمال شاهد كمال و فوق كمال نظام ربوبى است.
(و كريمه لا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقالُ ذَرَّةٍ) و نظاير آن از آيات كريمه ناظر باين معنى است كه موجودات جهان اثر اشعهاى است كه از مقام كبريائى بهر يك افاضه مىشود از اين رو احاطه علمى و شهودى ساحت كبريائى بموجودات ريز و كلان و ذرات و اجزاء درونى و بيرونى آنها باينكه هر لحظه نور هستى را بموجودات تزريق مىنمايد و نور هستى ظاهر و درون آنها را فرا ميگيرد و جهان را بمعرض نمايش قرار ميدهد و از علم فعلى كبريائى تعبير مىشود به علم ايجاد و شهودى كه موجودات را هستى مىبخشد و آنها را ارائه ميدهد و از كتم عدم بوجود مىآورد و يگانه رابطه مستقيم كبريائى است با موجودات نامتناهى صحنه امكان مثلا ميوهها را از طريقه شكوفه صورت و سيرت مخصوص بهر يك موهبت فرموده و لباس هستى مىپوشانند كه بهت آور است.
و علم بشر انفعالى يعنى زمانى و از خارج بايد بدست آورد و هر لحظه بايد معلومات جديدى را از خارج استفاده نمايد با حد معدودى و ناقصى و چگونگى موجودى را بفهمد و بدست آورد و طريق ارتباط انسان نيز با موجودات خارجى