درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٥٩ - حديث ٧ از اصول كافى
در اثر اينكه هر يك از صفات فعلى مانند علم فعلى و قدرت و ساير صفات از شئون ذاتى كبريائى است قديم خواهد بود يعنى در ازل الآزال موصوف بصفات ربوبيت و خالقيت و رازقيت بوده ولى از نظر اينكه و مربوب و مخلوق حادث و زمانى است و در مرتبه ازليت ساحت كبريائى نخواهند بود و در اثر تضايف كه ميان صفات نامبرده با مخلوق است نسبت قديم با حادث محفوظ خواهد بود.
بر اين اساس صادق است نسبت (رب اذ لا مربوب و خالق اذ لا مخلوق و اله اذ لا عابد) از نظر اينكه رابطه تضايف ميان صفات فعلى كبريائى با حادث فقط معيت در وجود متأخر و حادث با متقدم بالذات و قديم خواهد بود.
بر اين اساس تمام صفات فعلى كبريائى ازلى و قديم است و همه صفات امكانى نيز حادث و متغير خواهد بود ميتوان گفت ساحت كبريائى رب و خالق و آفريدگار بوده هنگامى كه مربوب و مخلوقى نبوده يعنى مخلوق و مربوب تأخر وجودى دارد حادث بالذات است وقتى بوده كه مربوب و مخلوقى و پديدهاى در نظام امكانى نبوده در صورتى كه ساحت قدس قديم و ازل خالق و آفريدگار بوده از نظر اينكه وجود مخلوق و مربوب حادث بحدوث زمانى خواهد بود همين قدر رابطه قديم و ازلى با حادث كافى است و بايد رابطه ذاتى در هر دو طرف تضايف محفوظ باشد.
بر اين اساس صحيح نيست گفته شود (رب اذ كان مربوب) و هم چنين نميتوان گفت (مربوب اذ كان رب) زيرا رابطه حادث حفظ نشده است بلكه قديم با حادث معيت آن دو كما هو حقه رعايت نشده است.
حقيقت علم ساحت كبريائى باشياء و موجودات مانند قدرت و اراده واحد و عين ذات است از نظر اينكه واجب الوجود بجميع جهات واجب است و مغايرت افراد و اقسام علم اعتبارى و از نظر اختلاف معلومات و متعلقات است.