درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٤٥ - حديث ٧ از اصول كافى
نبود از خلقت بشر و هم چنين نتيجه مثبت بر خلقت جهان مترتب نبود.
قوله (ع) و استنقذنا من الجهالة:
از جمله آثار بعث و رسالت رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلم آنست كه بشر را از ضلالت و گمگشتگى و نادانى و شرك و كفر رهائى بخشيده و سختترين تيرهبختى همانا ضلالت و گمگشتگى است كه از آثار جهالت و نادانى است و بناگذارى مكتب عالى قرآن نيز بمنظور رفع ضلالت و جهالت از سلسله بشر است زيرا بر حسب استقراء ديانتهاى تورية و انجيل در جامعه بشرى نتوانستند آثارى از خود بجا گذارند و نتيجه بعثت رسولان و نزول الواح تورية و نزول انجيل جز آئين مسيحيت محصول نداشته كه بر اساس سهگانهپرستى است و آنچه در جامعه بشريت بهر طريق و نام از توحيد و خداپرستى بگوش ميرسد همه از آثار و بركات رسالت رسول صادع اسلام صلّى اللَّه عليه و آله و سلم و بناگذارى مكتب قرآن است.
و اين كلام بيان حقيقت است كه يگانه منجى بشريت از ضلالت و جهالت و تيره بختى همانا بعثت و رسالت رسول صادع و نزول آيات كريمه قرآنى است و نام موسى كليم و عيسى مسيح عليهم السلام و هم چنين نامى از تورية و انجيل گر چه فعلا شعار توحيد نيست ولى قوام آنها نيز در اثر تعليمات اسلامى است.
و بالاخره از نظر اينكه جز رسالت عامه اعتقاد برسالت رسولان و نزول كتابهاى آسمانى است بدان معتقد هستيم و در حقيقت دانشجويان مكتب قرآن و جامعه مسلمانان فقط پيروان رسولان پيشين بوده و رسالت همه آنان را تصديق دارند و جزء اصول توحيد معرفى شده است.
و چنانچه تعليمات اسلامى نبود نامى از رسولان و نه نامى از كتابهاى آسمانى و نه از آثار و تعليمات و مساعى آنان در جامعه بشريت اثرى نبود با توجه باينكه آيات قرآنى بسيارى تعليمات رسولان را نقل نموده بمنظور اينكه از مساعى آنان تقدير شده باشد و ضمنا پيروان مكتب عالى قرآن نيز از مساعى رسولان آگاه