درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٤٣ - حديث ٧ از اصول كافى
عادى نمودهاند كه بر حسب نظر صرف توجه از مقام كبريائى است اين خود قصورى در مقام عبوديت معرفى مىنمايند و براى تدارك آن در مقام عذر خواهى بر ميايند كه بر لطافت عبوديت و خلوص حقيقى ميافزايد.
گفته شده باينكه قائل اين دعوات و حمد مقام ولايت و وصايت كبرى است چگونه اقرار و اظهار عفو و طلب مغفرت از اعمال گناه و گذشته خود مىنمايد پاسخ آنست كه لازم مقام خلوص عبوديت آنست كه اعمال خود را ناپسند و مبنى بر قصور و تقصير معرفى نمايد هم چنان كه از رسول مكرم صلى اللَّه عليه و آله رسيده است كه پيوسته در هر روز و شب هفتاد مرتبه استغفار مىنمود و اين از نظر تواضع و هضم نفس و اظهار مذلت و خوارى به پيشگاه كبريائى است كه لازم لا ينفك عبد قصور ذاتى و ارادى است و اينكه در اداء وظايف عبوديت كما حقه نتواند بر آيد بالاخره مقام عبوديت قصور ذاتى دارد از اداء شكر نسبت بذات كبريائى بر تقدير اينكه بتواند قيام بشكر نعمتها بنمايد هم چنان كه از آن نيز عاجز است.
هم چنان كه از امام موسى بن جعفر عليهما السّلام نيز روايت شده كه در سجده شكر اين ذكر را ميگفت
(رب انى عصيتك بلسانى و لو شئت و عزتك لأخرستني و عصيتك ببصري و لو شئت و عزتك لأكمهتني و عصيتك بسمعى و لو شئت لأصمتني)
بيان آنست كه امام موسى عليه السّلام در مقام شكر و سپاس بىنهايت ساحت كبريائى اظهار مذلت و خوارى مىنمود و اداء وظايف عبوديت خود را ناچيز معرفى نموده اين نهايت عبوديت و اقرار بتقصير است از نظر نعمتهاى كبريائى كه زياده از مقام شكر و سپاس است و هيچ يك از نعمتهاى قابل شكر و سپاس نخواهد بود و عمل صالح نيز كفايت از شكر نخواهد بود بلكه نعمتى است كه بايد از آن سپاسگزارد.
و نيز در مقام پاسخ گفته شده كه رسولان و پيامبران و اولياء و اوصياء عليهم السّلام سراسر قلب و روح قدسى آنان مشغول بتوجه ساحت كبريائى است و قلوب آنان