درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٨٨ - حديث ٦ از اصول كافى
صفات كبريائى درك نموده و بفهميد آن را پنداشتهايد و معانى است كه آفريده فكر و انديشه مردم و آن مخلوق خود شما است ناگزير بىاساس بوده و بخود شما مردود خواهد بود.
با توجه باينكه در روايت تعبير باوهام شده از اين نظر مورد رد قرار گرفته است و اما صفاتى كه شايسته مقام كبريائى است مانند واجب الوجود و قيوم و عالم وحى و قادر و سميع و مانند آنها كه مورد تصريح است همه صفات كمال وجودى است بايد بآنها معتقد بود و در مقام پذيرش و فهم معانى و اسرار آنها بر آمد و پايه كمال ايمان بر كشف اسرار معارف الهى استوار است.
علم و احاطه ساحت كبريائى باشياء و بموجودات از نظر اينكه حقيقت علم و بطور كلى و بسيط است چيزى از آن خارج نخواهد بود و بفرض علم و احاطه به پارهاى از اشياء نباشد حقيقت علم نبوده بلكه علم مشوب بجهل خواهد بود مانند علوم بشر كه حقيقت و محض علم نيست از نقصان و قصور آن و علم ساحت كبريائى علم بسيط است و در آن كثرت نخواهد بود و با وحدت و بساطت حقيقى آن علم و احاطه بهمه اشياء بوده و چيزى از سعه علم و احاطه او خارج نخواهد بود.
همچنان كه حقيقت وجود و بساطت لازم آن علم و احاطه بهمه اشياء و موجودات خواهد بود و چيزى از حيطه علمى او خارج نمىباشد.
علم و احاطه كبريائى بهمه اشياء و موجودات عين ذات كبريائى است مانند صفت قدرت و اراده و واجب الوجود بجميع جهات مىباشد ولى وحدت حقيقى صفت علم و قدرت منافات ندارد با كثرت معلومات و مقدورات زيرا كثرت افراد علم و قدرت باعتبار و بلحاظ متعلقات آنها است در نتيجه علم و قدرت حقيقت واحده بسيط است و منافات ندارد كه معلومات و مقدورات در مرتبه نازل كثرت داشته باشد.