درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٤٨ - حديث ٥ از اصول كافى
بعبارت ديگر هر موجود ممكن مقرون بماهيت و قيد عدمى است و افرادى كه از ماهيت مخصوص بوجود مىآيد لا محاله علت و سببى خارجى خواهد داشت و هر موجود ممكن لا محاله معلول علت و سببى خاص خواهد بود و علت فاعلى آن چنانچه موجود ممكن ديگر باشد آن نيز محتاج بعلت و سبب خواهد بود و تسلسل لازم مىآيد ناگزير بايد علت و سبب هر موجود ممكن موجود حقيقى آفريدگار جهان باشد كه قايم بخود و ازلى است.
جمله بيان آنست كه نظام جهان كه از موجودات بىشمار از انواع مختلف كه شباهت بيكديگر دارند صورت ميگيرد و افرادى از يك نوع و يا از يك جنس هستند شاهد آنست كه شباهت افراد يك نوع بيكديگر مبتذل و نقصى است و ساحت كبريائى وجود حقيقى و بساطت وجود است و ماهيت ندارد و تعددپذير نخواهد بود وجود فيض هستى كه افاضه مىشود بر حسب موارد محدود بحدود ماهيت مىشود و در مورد جوهر و عرض و آنى و تدريج بر حسب مورد و تشكيك پذير است.
و از نظر اينكه مخلوق و معلول بطور كلى وجودات آنها توأم با ماهيات است و ماهيت نيز حد براى وجود و معرف و بيان حكم و حد وجودى است لا محاله مقتضى آنست كه افراد متعدد داشته باشد و غرض آنست كه ساحت كبريائى منزه از شبيه و نقص امكانى است و از جميع جهات صفات كبريائى منزه از حاجت و نقص خواهد بود.
قوله عليه السلام: المستشهد بآياته على قدرته:
خلقت جهان و آيات آفاقى آن مانند كرات بيكران و خورشيد و قمر و ستارگان بىشمار و كهكشانها كه تعداد آنها زياده بر تصور است و هم چنين نفوس بشرى ارواح و نفوس و علوم و صفات بيشمار آنها و ادراكات و خاطرات و افكار آنها كه