درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٥٠ - حديث ٥ از اصول كافى
و چنين پنداشتهاند كه خالى از صفات و نعت كمال است بگمان اينكه قوام وحدت حقيقى و بساطت صرف بآنست كه ساحت كبريائى اوصاف و اضافاتى نداشته باشد ولى ذات خالى از كمال بمنزله آنست كه واجد صفات باشد در آثار امكانى آنها و لازم اين قول باطل آنست كه اطلاق اسماء و صفات بر ساحت كبريائى و بطور مجاز است از نظر اينكه ذات فاقد كمالات و صفات است در نتيجه قول به تعطيل و نقص ساحت قدس خواهد بود و ساحت كبريائى منزه از اين گونه اقوال و خيالات بىپايه است.
قوله عليه السلام: و من الابصار رؤيته:
بيان آنست كه رؤيت و مشاهده مقام كبريائى نيز ممتنع است يعنى بوسيله آلات بصريه و قواى جسمانى و ادراك رؤيت و مشاهده محال و ممتنع است زيرا افعال قواى جسمانى و انفعالات آنها بر اساس وضع و تحقق نسبت وضعيه ميان مشاهدهكننده و مربى است و در موردى كه رابطه وضع نباشد قواى جسمانى تأثيرى نخواهند نمود و ساحت كبريائى از نقص و جسمانيت و چگونگى وضع منزه است و مورد اشاره حسى و يا مورد خيال و تخيل قرار نخواهد گرفت.
مؤمن در اثر نورانيت قلب و بصيرت فطرى و معرفت بقوه ايمان از نظر اينكه ذات كبريائى غير متناهى است نورانيت و محيط بما سواء است از نظر عظمت مقام هرگز نميتوان بر قدس حريم كبريائى او هر چه نيروى معرفت و ايمان قوى باشد راه يافت و شهودى كه براى رسولان ميسر است براى دانشجويان مكتب توحيد و دانشگاه عالى قرآن هرگز ميسر نخواهد بود زيرا ايمان و عقيده قلبى و نورانيت اهل ايمان پيروان مكتب قرآن اكتسابى و غفلت و تزلزل پذير ميباشد.
قوله عليه السلام: و من الاوهام الاحاطة به:
هم چنين از طريق خيال و نيروى تخيل هرگز نميتوان بر حريم كبريائى