درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٢٤ - حديث ٤ از اصول كافى
است كه پس از صدور مراد و تحقق خواسته بشر از نظر قياس بافعال اختيارى بشر ناچار اراده را ركن صدور مراد خود ميداند و صدور خواسته ساحت آفريدگار را نبايد قياس بعمل و فعل اختيارى بشر نمود بلكه ذات كبريائى است از هر سو و آفريده و تحقق خواسته است از طرف ديگر و نياز بصدور اراده ندارد و گر نه نقص لازم مىآيد.
زيرا اراده حادث بحدوث خواسته و فانى است بتحقق خواسته و ساحت او منزه از نقص در اجراى آنچه صلاح نظام امكانى است جز ذات كبريائى دخالت در ايجاد موجودات امكانى ندارد.
در اجراى خواسته آفريدگار نه نيروى دراك بكار مىرود بلكه خدعه و حيله نيز كه پستترين نيروهاى روان بشرى است بكار نخواهد رفت كنايه از اينكه فقط علم بصلاح بكمال مىرود و محتاج به نيروى دراك و هم چنين محتاج بخدعه نيست و هر دو در نقص يكسانند هم چنان كه از ساحت قدس خدعه و حيله بكار نميرود و هم چنين نيروى دراك و همت و عزيمت در انجام خلقت و آفرينش موجودى بكار نمىرود و هر دو نقص در ذات و در فعل است و ساحت قدس منزه از آن دو خواهد بود.
قوله عليه السلام: في الاشياء كلها غير متمازج بها و لا بائن منها:
بيان آنست كه ساحت كبريائى در اعماق همه موجودات امكانى رسوخ نموده و در اثر افاضه وجود بآن آن را نمونه كبريائى خود معرفى مىنمايد كه بقدر ظرفيت آن شاهد عظمت و قدرت است ولى نيروى هستى هرگز ممزوج با ماهيت آن موجود نمىشود زيرا ماهيت امر عدمى و تيرهگى است براى وجود و معرف و نشانه حد وجود است بدون اينكه با وجود امتزاج بيابد و امتياز نور وجود و هستى هرگز با تيرگى ماهيت خلط نخواهد شد.
گر چه در نظر ماهيت سبقت دارد و وجود را معرفى مىنمايد و نشانه آنست