رسول خدا راست گفت - المطيري، علي؛ مترجم کاظم حاتمي طبري - الصفحة ٣٤ - طلحه با عثمان
وقتى اين خبر به عثمان رسيد شادمان شد و طلحه به ناچار به خانه عثمان رفت و گفت: يا امير المؤمنين، أستغفر الله و أتوب إليه، من تصميم به انجام كارى داشتم اما خداوند مانع شد كه آن كار را انجام دهم. عثمان گفت: تو اينجا حالت يك توبه كننده را ندارى بلكه حال تو حال يك شكست خورده است.[١]
مداينى در كتاب مقتل عثمان روايت مىكند: طلحه تا سه روز نگذاشت جنازه عثمان دفن شود و على عليه السلام تا پنج روز بعد از قتل عثمان بيعت مردم را نپذيرفت. حكيم بن حزام بن عبد العزّى و جبير بن مطعم بن حارث بن نوفل براى دفن عثمان از على عليه السلام كمك خواستند؛ چرا كه آنان قصد داشتند بدن عثمان را در قبرستان يهوديان مدينه به نام حشّ كوكب به خاك بسپارند و طلحه بر سر راه آنان افرادى را گماشته بود تا جنازه و تشييع كنندگان آن را سنگباران كنند. چون تشييع كنندگانِ اندكِ عثمان كه از اعضاى خانوادهاش بودند به آن مكان رسيدند آن افراد آنان را سنگباران كردند و كار به جايى رسيد كه نزديك بود جنازه را رها كنند. على عليه السلام كسانى را به نزد آن افراد فرستاد و آنان را به خدا سوگند داد كه از اين كار دست بردارند و چنين شد كه آنان توانستند عثمان را در حشّ كوكب به خاك بسپارند.[٢]
[١] - شرح نهج البلاغه ١٠/ ٨، تاريخ طبرى ٤/ ٤٣١، الكامل ٣/ ١٦٧.
[٢] - شرح نهج البلاغه ١٠/ ٦.