رسول خدا راست گفت - المطيري، علي؛ مترجم کاظم حاتمي طبري - الصفحة ١٨٨ - سخن پيامبر دربار عمار
عمرو اسب خود را به شدت راند و به نزد معاويه رفته، او را كنارى كشيد و گفت: اى معاويه، شنيدى عبدالله چه گفت؟ معاويه گفت: نه. عمرو جريان را براى معاويه تعريف كرد. معاويه گفت: چه پيرمرد ابلهى هستى؛ آيا تو هنوز حديث نقل مىكنى در حالى كه در پيشاب خود پا مىگذارى![١] آيا ما عمّار را كشتيم؟ عمّار را كسى كشت كه او را با خود به ميدان جنگ آورد.[٢]
ابن ابىالحديد معتزلى مىنويسد: در عجبم از قومى كه با ديدن عمّار در برابر خود در كار خود به شك مىافتند اما على عليه السلام را در برابر خود مىبينند و به كار خود شك نمىكنند!! آنها بر اينكه حق با اهل عراق است به اين دليل كه عمار در ميان آنها است استدلال مىكنند اما به جايگاه والاى على عليه السلام توجهى نمىكنند! آنها از سخن پيامبر اكرم صلّى الله عليه و آله و سلم كه فرمود: «عمّار را گروه طغيانگر مىكشند» هراسان مىشوند اما به سخن آن حضرت كه در باره على عليه السلام فرمود:
اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاه.
خداوندا، هر كس على را دوست مىدارد دوست بدار و هر كه او را دشمن مىدارد دشمن بدار.
[١] - يعنى پس از بول كردن بر روى زمين در همان محل قدم بگذارد و روى بول خود ليز بخورد و كنايه از خرفت شدن است- مترجم.
[٢] - تاريخ طبرى ١/ ٣٣٢١.