رسول خدا راست گفت - المطيري، علي؛ مترجم کاظم حاتمي طبري - الصفحة ٨٣ - سگهاى حَوأب
بصره دو گروه شدند: گروهى با عثمان بن حنيف و گروهى با عايشه و اصحاب او.[١]
ابومخنف گويد: وقتى كه طلحه و زبير به قصد مصاف با عثمان بن حنيف از مربد پيشروى كردند ديدند كه ابن حنيف و اصحابش ورودى همه كوچههاى بصره را بر روى آنان بستهاند. آنها تا محله دبّاغين جلو رفتند و در آن جااصحاب ابن حنيف راه را بر آنان بسته، و سپاه طلحه و زبير آنان را تير باران كردند.
آنگاه حكيم بن جبله به آنان حمله كرد تا آنان را از همه كوچههاى بصره بيرون كرد و زنها نيز از روى بام آنان را سنگباران كردند. سپاه طلحه و زبير به ناچار در قبرستان بنى مازن تجمع كردند و كمى ماندند تا سواره نظام به آنها ملحق شدند، سپس از طريق سيلبندِ خاكى بصره پيشروى كردند تا به محلّه زابوقه[٢] و پس از آن به منطقه شورهزار دارالرزق رسيده و در آن جافرود آمدند.
وقتى طلحه و زبير در آن مكان فرود آمدند عبدالله بن حكيم تميمى به نزد آن دو رفت و نامههايى كه طلحه و زبير براى او نوشته بودند به نزد آنها برد و به طلحه گفت: اى ابامحمد، آيا اين نامهها را تو براى ما ننوشتى؟ گفت: آرى. حكيم گفت: ديروز ما را به خلع عثمان از خلافت و كشتن
[١] - شرح نهج البلاغه ٩/ ٣١٤- ٣١٦، الكامل ٣/ ٢١١- ٢١٣ و تاريخ طبرى ٤/ ٤٦٤.
[٢] - ر. ك معجم البلدان ٣/ ١٢٥.