رسول خدا راست گفت - المطيري، علي؛ مترجم کاظم حاتمي طبري - الصفحة ٨٥ - سگهاى حَوأب
طلحه و زبير پس از اين سخنان، دشنامهاى ركيكى به ابن حنيف دادند و از مادر او به زشتى ياد كردند.
ابن حنيف خطاب به زبير گفت: به خدا سوگند، اگر جايگاه صفيه (مادر زبير و عمّه پيامبر) در نزد رسول خدا صلى الله عليه وآله نبود كه تو را در سايه خود قرار داده؛ و اگر نبود اينكه كار من و تو اى پسرِ صعبه (مادر طلحه) بالاتر از حرف است، از كار شما دو تن چيزهايى به اطلاع شما مىرساندم كه سخت ناراحت شويد.
خداوندا، شاهد باش كه من به اين دو مرد هشدار دادم.
سپس به سپاه آنها حمله كرد و جنگ سختى درگرفت. پس از مدتى جنگ متوقف شد و تصميم گرفتند با نوشتن صلحنامهاى دست از جنگ بردارند. در آن صلحنامه آمده بود:
به موجب اين صلحنامه عثمان بن حنيف انصارى و همراهان مؤمن او كه از شيعيان امير المؤمنين على بن ابىطالب هستند با طلحه و زبير و همراهانشان سازش كردند .... و در پايان صلحنامه آمده بود هر دو گروه شديدترين عهد و پيمانى را كه خداوند از پيامبران خود گرفته است بر خود لازم و واجب كردند تا به مفاد اين صلحنامه عمل كنند.
و اين صلحنامه به مهر و امضاى طرفين رسيد. عثمان بن حنيف برگشت و وارد دارالأماره شد و به اصحاب خود گفت: خدا شما را رحمت كند.