رسول خدا راست گفت - المطيري، علي؛ مترجم کاظم حاتمي طبري - الصفحة ٨٢ - سگهاى حَوأب
اينك بيعت هيچ كس بر گردن ما نيست و على ما را مجبور كرد تا با او بيعت كنيم.
آنگاه عايشه سوار بر شتر خود پيش آمد و با صدايى بلند فرياد زد: اى مردم، سخن كوتاه كنيد و ساكت باشيد. مردم براى شنيدن سخنان او سكوت كردند؛ عايشه نيز مانند طلحه و زبير سخنانى در باره عثمان گفت و در پايان سخنش گفت:
بدانيد كه عثمان مظلومانه به قتل رسيد؛ پس قاتلانش را تعقيب كنيد و اگر آنان را يافتيد بكشيد و سپس امر تعيين خليفه را به شورايى از قبيل همان شوراى كه امير المؤمنين عمر بن خطاب انتخاب كرد واگذار كنيد و در اين شورا كسانى را كه در خون عثمان شريك باشند راه ندهيد.
مردم به هيجان آمدند و برخى گفتند: سخن همان است كه عايشه گفت؛ عدّه ديگرى هم مىگفتند: او را به دخالت در اين امر چه كار؟ او زنى است كه خداوند متعال وى را امر فرموده تا ملازم خانه بوده و از آن بيرون نيايد.
در اين ميانه، صداها بلند شده اختلاف نظر بالا گرفت به حدّى كه مردم با لنگه كفش و سنگريزه به جان هم افتادند. پس از اين مقدمات، مردم