رسول خدا راست گفت - المطيري، علي؛ مترجم کاظم حاتمي طبري - الصفحة ٦٠ - شادى و نواختن دف
چادر و حجاب خود را پوشيده به صورت ناشناس به همراه زنانى از نزديكان خود به آن مجلس وارد شد؛ آنگاه نقاب از چهره برداشت. وقتى حفصه او را شناخت خجل شد و گفت: انا لله و انا اليه راجعون.
امّ كلثوم گفت: اينكه شما دو تن (عايشه و حفصه) امروز بر عليه او (على) دست به دست هم دادهايد تعجبى ندارد؛ چرا كه شما دو نفر نيز براى آزُردنِ برادرش (پيامبر) دست به دست هم داده بوديد تا اينكه خداوند آن آيات[١] را در باره شما نازل كرد.
حفصه گفت: خدايت رحمت كند؛ كافى است. آنگاه دستور داد نامه عايشه را آوردند و آن را سوزاند و به درگاه خدا استغفار كرد.
ابو مخنف گويد: اين روايت را جرير بن يزيد از حَكَم، و حسن بن دينار از حسن بصرى نقل كردهاند. واقدى و مداينى نيز مانند اين روايت را نقل كردهاند. سهل بن حنيف نيز اشعارى با مضمون زير در باره اين واقعه سروده است:
ما جنگ مردان با مردان را معذور مىداريم اما زنان را با دشنام و هجو چه كار؟
خدايت خير دهد، آيا دريده شدن حجاب حرمت همسران براى ما كافى نبود؟
[١] - اشاره به آيات ٢ تا ٥ از سوره ى تحريم است.