رسول خدا راست گفت - المطيري، علي؛ مترجم کاظم حاتمي طبري - الصفحة ٥١ - عايشه در زمان عثمان
ابوالفرج نيز گفته است: احمد از عمر از مداينى از وقاصى از زهرى روايت كرد كه گفت: كاروانى از اهل كوفه براى شكايت از اعمال وليد به نزد عثمان آمدند اما عثمان در پاسخ آنها گفت: آيا اگر كسى بر امير خود خشم گرفت بايد به او تهمت باطل بزند؟ فردا صبح شما را مجازات خواهم كرد.
آنها به عايشه پناه بردند. صبح روز بعد عثمان پس از شنيدن سخنان تند از حجرة عايشه گفت: آيا فاسقان و الواط اهل عراق پناهگاهى بهتراز خانه عايشه پيدا نكردهاند؟
عايشه چون اين سخن عثمان را شنيد، لنگه نعلين رسول خدا را بلند كرد و خطاب به عثمان گفت: تو سنت صاحب اين كفش را ترك كردى. مردم نيز اين سخنان را مىشنيدند و آمدند تا اينكه مسجد پر از مردم شد. برخى خطاب به عايشه آفرين مىگفتند و بعضى ديگر مىگفتند: زنان را به اين امور چه كار؟ و كار به حدى رسيد كه لنگه كفشها بالا رفت و مردم به جان هم افتادند.
كاروان ديگرى هم از اصحاب رسول خدا صلى الله عليه وآله بر عثمان وارد شدند و به او گفتند: از خدا پروا كن و حدود را تعطيل نكن و برادرت را از حكومت بر آنها عزل كن؛ و او اين كار را كرد.[١]
[١] - اغانى: ٥/ ١٤٣، شرح نهج البلاغه: ١٧/ ٢٣٢، السقيف: ١٢٢.