رسول خدا راست گفت - المطيري، علي؛ مترجم کاظم حاتمي طبري - الصفحة ٢٤٣ - آرا و عقايد ابن ابى الحديد
و اينكه گفته انتخاب او از طريق اجماع به ثبوت رسيده هم جاى بحث است؛ شيعه جز در مواردى از اجماع كه دانسته شود يكى از معصومين جزو اجماع كنندگان است، هيچ ارزشى براى نفسِ اجماع قائل نيست. و اجماعى كه ابن ابىالحديد از آن سخن مىگويد ظاهرا به حذف همزه باشد.
٢- سخن ابن ابىالحديد در ابتداى شرح نهج البلاغه: الحمد لله الواحد العدل ... تا آن جاكه مىگويد: وَ قَدَّمَ الْمَفْضُولَ عَلَي الأفْضَلِ لِمَصْلَحٍ إقْتَضَاهَا التَّكْلِيف؛ و [خداوند] به جهت مصلحتى كه مقتضاى تكليف بود مفضول را بر افضل[١] مقدّم داشت.
مىگويم: نمىدانم مقصود ابن ابىالحديد از خداوند كدام خدا است؟ اگر مقصود او همان الله است كه خالق موجودات و پرورش دهنده انسانهاست كه كتابهاى آسمانى را فرو فرستاده و پيامبران را به رسالت مبعوث نموده، حاشا و منزه است از اينكه چنين كارى كرده باشد. شيعه چنين مقدّم كردن يا عقب انداختنى را حتى به رهبر يك قوم نيز نسبت نمىدهد چرا كه چنين عملى (كنار گذاشتن شخصى كه از همه لحاظ برتر
[١] - اگر بين دو نفر به لحاظ شأن و مقام و مرتبه اجتماعى، دينى، اخلاقى، رفتارى و ... مقايسه شود و يكى بر ديگرى ترجيح و برترى داشته باشد آنكه برتر است را افضل و طرف مقابل را مفضول ميگويند و در اينجا مراد ابن ابيالحديد از افضل مولا امير المؤمنين عليه السلام و مراد وى از مفضول خليفه اول ابوبكر است- مترجم.