رسول خدا راست گفت - المطيري، علي؛ مترجم کاظم حاتمي طبري - الصفحة ١٢٠ - پيراهن عثمان
شيخ گرداگرد آن پيراهن گريه كرده اشكشان در عزاى عثمان خشك نمىشد؛ معاويه در چنين حالى براى آنان خطبه خواند:
اى اهل شام، قبلًا آنچه در مذمت على مىگفتم باور نمىكرديد اما اينك كار او بر شما آشكار شده است؛ به خدا سوگند كسى جز او خليفه شما را نكشته است؛ او بود كه فرمان كشتن عثمان را داد و مردم را بر ضد او تحريك كرد و قاتلان وى را در نزد خود پناه داد و همان افراد اينك لشكر و اعوان و انصار او هستند كه آنها را براى تصرف شهرها و برانداختن نسل شما با خود به جنگ آورده است.
اى اهل شام، شما را به خدا، شما را به خدا در باره قتل عثمان سوگند مىدهم كه من ولى دم عثمان و سزاوارترين كس به خونخواهى او هستم و خداوند براى ولى هر كشته مظلومى، حقِّ قصاصى قرار داده است؛ پس بياييد و خليفه مظلوم خود را يارى كنيد كه مىدانيد اين قوم با او چه كردهاند؛ آنها او را به ستم و سركشى كشتند و خداى تعالى مردمان را به نبرد با گروه سركش فرمان داده تا آن گاه كه سر به فرمان خدا فرود آورند. در اينجا معاويه به سخنان خود پايان داد و از منبر پايين آمد.
نصر گويد: پس از اين سخنرانى مردم گرد معاويه جمع شده و با او پيمان و بيعت انقياد و طاعت بستند و براى جنگ با على آماده شدند.[١]
[١] - شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ٣/ ١٩٦ و كتاب صفيّن/ ١٤٣.