رسول خدا راست گفت - المطيري، علي؛ مترجم کاظم حاتمي طبري - الصفحة ١٠١ - مسلم، اسمِ با مسمّى
شانه گذاشت و به سوى شتر به راه افتاد. به اصحاب خود نيز فرمان داد تا به سوى شتر پيش بروند. و خود به بنى ضبّه كه مهار شتر را در دست داشتند حمله كرد و شمشير در ميان آنها گذاشت و تعداد قابل توجهى از آنان را از دم تيغ گذراند و با عدّهاى از قبايل همدان و نخع به شتر رسيد و به مردى از نخع كه بجير نام داشت فرمود: شتر را درياب. بجير ران پاى عقب شتر را با شمشير زد و شتر به پهلو به زمين افتاد و گردنش به زمين خورد و چنان فريادى زد كه فرياد هيچ شترى به آن بلندى شنيده نشده بود. تا شتر بر زمين افتاد تمام مردان سپاه جمل مانند ملخهايى كه در برابر طوفان پراكنده مىشوند پا به فرار گذاشتند.
پس از افتادنِ شتر، عايشه را با همان هودج به بصره بردند و در خانه عبدالله بن خلف اسكان دادند. امام على عليه السلام فرمان دادند تا جسد آن شتر را سوزانده و خاكسترش را به باد دهند و فرمود:
لَعَنَهُ اللهُ مِنْ دَابَّةٍ فَمَا أشْبَهَهُ بِعِجْلِ بَنِي إسْرَائِيلَ.
خدا اين حيوان را لعنت كند، چقدر شبيه گوساله بنى اسرائيل (گوساله سامرى) است. سپس اين آيه را تلاوت كرد: وَ انْظُرْ إِلى إِلهِكَ الَّذِي ظَلْتَ عَلَيْهِ عاكِفاً لَنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنْسِفَنَّهُ فِي الْيَمِّ نَسْفاً[١]؛ و [اينك] به آن خدايى كه پيوسته ملازمش بودى بنگر، آن را قطعاً مىسوزانيم و خاكسترش مىكنيم [و] در دريا فرو مىپاشيم.[٢]
[١] - سوره طه/ ٩٧.
[٢] - شرح نهج البلاغه ١/ ٢٦٦.