فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٦٩٣ - دو پسر عمو و يك پسر و يك دختر عمه پدرى و دو پسر يا دو دختر يا يك پسر و يك دختر عمو يا عمه مادرى و يك پسر دايى و يك دختر خاله پدرى يا بعكس و يك پسر دايى و يك دختر خاله مادرى يا بعكس
يكصد و هشت است،[١] دو عدد- دوازده و يكصد و هشت- متداخلند أكثر را در اصل فريضه ضرب نموديم سيصد و بيست و چهار حاصل و مسأله تصحيح شد، پس به خئوله ثلث- يكصد و هشت- به مادرى ثلث- سى و شش- به هركدام هجده و به پدرى باقى- هفتاد و دو- به هركدام سى و شش براى اولاد عمومه ثلثان- دويست و شانزده- و به مادرى سدس- سى و شش- به هركدام هجده و به پدرى باقى- يكصد و هشتاد- براى اولاد عمومه ثلثان يعنى يكصد و بيست به هركدام شصت و براى اولاد عمه ثلث شصت به پسر چهل و به دختر بيست مىرسد و همچنين است با ردّ.
١٤٨٧- افراد مذكور با زوج، فرض زوج نصف و سهم اولاد خئوله ثلث و به اولاد عمومه ثلثان، مخرج كسر ثلث و ثلثان سه است ميان سه و مخرج كسر نصف- سه و دو- تباين است يكى را در ديگرى ضرب نموديم شش حاصل و شش اصل فريضه است، كه براى زوج نصف و براى اولاد خئوله ثلث منكسر بر آنها و براى اولاد عمومه باقى منكسر بر آنها است مىرسد، با انجام عمل انكسار- به توضيح فقره قبل- ششصد و چهل و هشت حاصل و مسأله تصحيح شد، پس به زوج نصف سيصد و بيست و چهار و به اولاد خئوله ثلث- دويست و شانزده- به مادرى ثلث- هفتاد و دو- به هركدام سى و شش و به پدرى باقى- يكصد و چهل و چهار- به هركدام هفتاد و دو و به اولاد عمومه باقى- يكصد و هشت- به مادرى سدس- هجده- به هركدام نُه و به پدرى باقى- نود- به اولاد عمومه ثلثان- شصت- به هركدام سى و به اولاد عمه ثلث يعنى سى اثلاثاً به پسر
[١] - نظريه ما: براى خئوله مادرى ثلث و باقى براى پدرىها، دو يعنى رؤوس مادرىها- را در دو- يعنى رؤوس پدرىها- در هم ضرب مىكنيم چهار حاصل مىشود و چهار را در سه ضرب مىكنيم دوازده حاصل مىشود، براى عمومه مادرى سدس و باقى براى عمومه پدرى، سه رؤوس اولاد عمه- را در سه بين عمو و عمه اثلاثا تقسيم مىشود- ضرب مىنماييم نُه حاصل مىشود، ميان پدرىها و مادرىها- دوازده و نه- توافق است وفق يكى را در ديگرى ضرب نموديم سى و شش حاصل شد و آن را در سه ضرب مىكنيم يكصد و هشت بدست مىآيد ....