فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٣٦٦ - سه پسر و سه دختر از يك خواهر پدرى و سه دختر و سه پسر از خواهر پدرى ديگر با سه پسر و سه دختر از يك خواهر مادرى و سه پسر و سه دختر از خواهر مادرى ديگر
سه مىباشد؛ و چون دو مخرج- سه و سه- مُتماثلند، اكتفاء به يكى از آنها مىشود و سه اصل فريضه است، كه ثُلثان- دو سهم- فرضاً به پدرىها و ثُلث- يك سهم- به مادرىها مىرسد؛ و چون دو سهم بر پدرىها و يك سهم بر مادرىها منكسر است، و بين مخرج كسر پدرىها- هجده، كه حاصل از إعمال تناسب بين عدد رؤوس دو گروه پدرىها است[١]- و مخرج كسر مادرىها- دوازده، كه حاصل از إعمال تناسب بين عدد رؤوس دو گروه مادرىها است[٢]- توافق در سُدس دارند، سُدس يكى از آنها در تمام ديگرى ضرب مىشود و سى و شش حاصل مىگردد و حاصل بدست آمده- سى و شش- در اصل فريضه- سه- ضرب مىشود و يكصد و هشت حاصل مىگردد و از اين فريضه- يكصد و هشت- به مادرىها ثُلث- سى و شش- سهم و به هر گروه هجده سهم مىرسد و بالسّويّة بينشان تقسيم مىگردد؛ و به پدرىها ثُلثان- هفتاد و دو سهم- مىرسد و به هر گروه سى و شش سهم داده مىشود و أثلاثاً بينشان تقسيم مىگردد، يعنى در هر گروه به پسر هشت سهم و به هر دختر چهار سهم داده مىشود.
٦٠١- افراد مذكور با زوج، فرض زوج نصف و مخرجش دو است و نصيب آنها فرض مادرانشان است، به اين صورت كه نصيب پدرىها ثُلثان و مخرجش سه و نصيب مادرىها ثُلث و مخرجش سه است؛ و چون مخرج دو فرض ثُلثان و ثُلث- يعنى سه و سه- مُتماثلند، اكتفاء به يكى از آنها مىشود و بين سه و دو- كه فرض زوج است- تبايُن مىباشد، پس يكى در ديگرى ضرب مىشود و شش حاصل مىگردد، و تركه شش قسمت مىشود و نصف آن- سه سهم- به زوج و ثُلث آن- دو سهم- به مادرىها و يك سهم باقى به پدرىها مىرسد؛ و چون دو بر مادرىها و يك بر پدرىها منكسر است، و بين سهام مادرىها از اصل فريضه- دو- و مخرج كسر آنها- دوازده، كه به بيان
[١] - زيرا عدد رؤوس پدرىها در گروه اوّل نُه و در گروه دوّم هم نُه است؛ و چون دو مخرج- نُهو نُه- متماثلند، اكتفاء به يكى از آنها مىشود و نُه باقىمانده در عدد گروهها- دو- ضرب مىشود و هجده حاصل مىگردد.
[٢] - زيرا عدد رؤوس مادرىها در هر يك از دو گروه شش است؛ و چون دو مخرج- شش و شش- مُتماثلند، اكتفاء به يكى از آنها مىشود و شش باقىمانده در عدد گروهها- دو- ضرب و دوازده حاصل مىگردد.