فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١٧ - اول - كفر
الف: اگر كافرى بميرد و طفلى داشته باشد و نيز برادرزادهها و خواهرزادههاى مسلمان داشته باشد، ارث وى به برادرزادهها و خواهرزادههاى مسلمانش مىرسد نه به طفل او.
ب: اگر كافرى بميرد و پسرى كافر و نوهاى كه طفل و مسلمان است داشته باشد، ارث او به آن نوه مىرسد نه به پسرش.
ج: اگر مسلمانى از دنيا برود و يك فرزند داشته باشد كه بعد از مرگ پدر او نيز بميرد و در طبقههاى بعدى هيچ وارث مسلمانى نداشته باشد، ارث او به امام معصوم عليه السلام مىرسد همانند هر ميّت مسلمانى كه در اصل بىوارث است.
د: اگر طفلى كه پدر و مادرش كافر اصلى بوده و مردهاند، از دنيا برود و همه ورثه او كافر باشند، آن كفّار ارث وى را كما فَرَضَ اللَّه مىبرند؛ و ارث او به امام نمىرسد.
ه: چنانچه طفلى كه پدر و مادرش مرتدّ بوده و مردهاند از دنيا برود، بنابر اقوى اين طفل حكم كافر اصلى را دارد و ورثه او ارث را مىبرند؛ و چنانچه جدّ يا جدّهاش مسلمان باشد، جريان حكم تبعيّت در جدّه محلّ تأمل است، و همچنين است در جدّ با وجود پدر كافر؛ هرچند جريان تبعيّت در جدّ بطور مطلق خالى از وجه نيست.
١٩- مسلمانان از يكديگر ارث مىبرند، هرچند از نظر مذهب و اصول عقائد، ورّاث با مورّث و يا ورثه در بين خود اختلاف مذهبى داشته باشند، پس ورثهاى كه از لحاظ عقيده بر حق هستند و داراى مذهب اماميّه اثنى عشريّه مىباشند از مورّثى كه بر حق نيست و داراى مذهب غير اماميّه اثنى عشريّه است ارث مىبرند و بالعكس؛ بلى، غُلاتى كه محكوم به كفر هستند و نيز خَوارج و ناصبىها و هر كس كه يكى از ضروريّات دين را منكر باشد، با داشتن توجّه و التفات به اينكه آن حكم ضرورى دين است و با ملتزم شدن به لوازم انكار- يعنى نفى توحيد يا نبوّت حضرت خاتم الانبياء صلى الله عليه و آله يا معاد- كافر يا به حكم كافرند و ورثه آنان اگر مسلمان باشند، از آنها ارث مىبرند؛ ولى آنها از ورثه خود كه مسلمانند ارث نمىبرند.
٢٠- كفّار در بين خود از يكديگر ارث مىبرند، هرچند كه از نظر مذهب با هم اختلاف داشته باشند، بنابراين وارث نصرانى از مورِّث يهودى و يهودى از نصرانى ارث