فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٣٤١ - يك پسر و دو دختر از يك خواهر پدرى و يك پسر و دو دختر از خواهر پدرى ديگر با يك پسر و يك دختر از يك خواهر مادرى و يك پسر و يك دختر از خواهر مادرى ديگر
مادرىها مىرسد؛ و چون دو سهم بر پدرىها و يك سهم بر مادرىها منكسر است، و بين سهام پدرى ها از اصل فريضه- دو- و عدد رؤوس آنان- هشت- توافق به معناى أعمّ مىباشد، پس عدد رؤوس آنها به جزء وِفق- يعنى چهار، كه تعداد مراتب فانى شدن هشت توسّط دو است- ردّ مىگردد، و بعد از ردّ، عدد رؤوس آنها چهار مىشود، و بين اين چهار و عدد رؤوس مادرىها- چهار- تماثُل مىشود، پس اكتفاء به يكى از آنها مىگردد، و چهار باقىمانده در اصل فريضه- سه- ضرب مىشود و دوازده حاصل مىگردد، و از اين فريضه- دوازده- ثُلثان- هشت سهم- فرضاً به پدرىها- و به هر گروه از آنها چهار سهم- مىرسد و أثلاثاً بينشان تقسيم مىگردد، يعنى در هر گروه از آنها به پسر دو سهم و به هر دختر يك سهم داده مىشود؛ و چهار سهم باقىمانده- ثُلث- به مادرىها مىرسد و به هر گروه از آنها دو سهم داده مىشود و بالسّويّة بينشان تقسيم مىشود.
٥٥٩- افرد مذكور با زوج، فرض زوج نصف و مخرجش دو است و نصيب آنها فرض مادرانشان است، به اين صورت كه نصيب پدرىها ثُلثان و مخرجش سه و نصيب مادرىها ثُلث و مخرجش سه است؛ و چون مخرج دو فرض ثُلثان و ثُلث- سه و سه- مُتماثلند، اكتفاء به يكى از آنها مىشود و بين سه باقى و دو- فرض زوج- تبايُن است، يكى در ديگرى ضرب مىشود و شش حاصل مىگردد، كه نصف آن- سه سهم- به زوج و ثُلث آن- دو سهم- به مادرىها و يك سهم باقى به پدرىها مىرسد؛ و چون دو بر مادرىها و يك بر پدرىها منكسر است، و بين مخرج كسر پدرىها- هشت، عدد رؤوس آنان- و مخرج كسر مادرىها- چهار، عدد رؤوس آنان- تداخُل مىباشد، اكتفاء به أكثر- هشت- مىگردد و هشت در اصل فريضه- شش- ضرب مىشود و چهل و هشت حاصل مىگردد، و از اين فريضه- چهل و هشت- نصف- بيست و چهار سهم- به زوج مىرسد؛ و ثُلث- شانزده سهم- به مادرىها مىرسد و به هر گروه از آنها هشت سهم مىرسد و بالسّويّة بينشان تقسيم مىگردد؛ و هشت سهم باقى به پدرىها مىرسد و به هر گروه از آنها چهار سهم داده مىشود و أثلاثاً بينشان تقسيم مىگردد، يعنى در هر گروه از آنها به پسر دو سهم و به هر دختر يك سهم داده مىشود.