فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٣٠٩ - سه برادر و سه خواهر و جد و جده پدرى با سه برادر و سه خواهر و جد و جده مادرى
سهم داده مىشود؛ و يكصد و بيست سهم باقى به پدرىها مىرسد و أثلاثاً بينشان تقسيم مىگردد، يعنى به سه برادر پدرى هركدام سى سهم و به يك خواهر و جدّه پدرى هركدام پانزده سهم داده مىشود.
سه برادر و سه خواهر و جدّ و جدّه پدرى با سه برادر و سه خواهر و جدّ و جدّه مادرى:
٤٨٨- فرض مادرىها ثُلث و مخرجش سه و سه اصل فريضه مىباشد، كه به مادرىها ثُلث- يك سهم- مىرسد؛ و دو سهم باقى به پدرىها مىرسد؛ و چون يك سهم مادرىها و دو سهم پدرىها منكسر بر آنان است، مخرج كسر- بيست و چهار، كه حاصل از إعمال تناسب بين عدد رؤوس دو گروه است[١]- در اصل فريضه- سه- ضرب مىشود و هفتاد و دو حاصل مىگردد، و از اين فريضه- هفتاد و دو- به مادرىها ثُلث- بيست و چهار سهم- مىرسد و به هركدام سه سهم داده مىشود؛ و چهل و هشت سهم باقى به پدرىها مىرسد و أثلاثاً بينشان تقسيم مىگردد، يعنى به سه برادر و جدّ پدرى هركدام هشت سهم و به سه خواهر و جدّه پدرى هركدام چهار سهم داده مىشود.
٤٨٩- افراد مذكور با زوج، فرض زوج نصف و مخرجش دو است و فرض مادرىها ثُلث و مخرجش سه مىباشد؛ و چون دو مخرج- دو و سه- متباينند، يكى در ديگرى ضرب مىشود و شش حاصل مىگردد، و شش اصل فريضه است، كه به زوج نصف- سه سهم- مىرسد؛ و به مادرىها ثُلث- دو سهم- مىرسد؛ و يك سهم باقى به پدرىها مىرسد؛ و چون دو سهم مادرىها و يك سهم پدرىها منكسر بر آنان است، و بين سهام مادرىها از اصل فريضه- دو- و عدد رؤوس آنها- هشت- توافق به معناى أعمّ مىباشد، پس عدد رؤوس آنها- هشت- به جزء وِفق- يعنى چهار، كه تعداد مراتب فانى شدن هشت توسّط دو مىباشد- ردّ مىشود و بعد از ردّ عدد رؤوسشان چهار مىگردد و بين اين چهار- كه عدد رؤوس مادرىها بعد از ردّ است- و عدد رؤوس
[١] - زيرا عدد رؤوس مادرىها هشت است و عدد رؤوس پدرىها دوازده است؛ و چون دو مخرج- هشت و دوازده- توافُق در رُبع دارند، رُبع يكى در تمام ديگرى ضرب مىشود و بيست و چهار حاصل مىگردد.